نقش رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی در جهت تلاش برای بازتولید هویت سیاسی تصوری خارج از چهارچوب دولت-ملت (مطالعه موردی گروهطالبان افغانستان)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی (نویسنده مسئول)
2 عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22034/jcsc.2022.551054.2552چکیده
ظهور جنبشهای هویتطلبانه،پان-ناسیونالیستی و مهاجرت در کنار گسترش قدرت ارتباطی رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی بهطور روز افزونی اعتبار شکلهای هویتی به رسمیت شناخته شده تحت عنوان دولت-ملت را زیر سوال بردهاند.ادعاهای جدید هویتی این تردید را ایجاد میکنند که آیا همچنان چهارچوبهای قرن هجدهمیاروپا برای تعریف هویتجمعی تحت عنوان "ملت"، کفایت میکند؟ ادعای نمایندگی گروهطالبان از مردم افغانستان- که از مرداد ماه 1400 همزمان با پیشرویهای سریع و بهدستگیری قدرت توسط ایشان همراه بود- و استفاده این گروه بدوی از رسانههای مدرن در بازنمایی هویت و عملکرد خود از جمله معاصرترین مصادیق وضعیت فوق است. بندیکت اندرسون معتقد است ملتها "جماعتهای تصوری" هستند که گرد تصوراتی مشترک قوام مییابند. در همین راستا «نانسی ریون بورگ » محتوای رسانهها را تا حد زیادی شکلدهنده هویت جمعی و درک عمومی از کشور میداند. این مقاله تلاش دارد تا با توجه به دو رویکرد مذکور به بررسی این موضوع بپردازد که در شرایط سست شدن نسبت میان مرزهای دولت-کشورها با هویت سازیهای جمعی درون یک کشور، تحت عنوان ملت، رسانهها چگونه میتوانند با به تصرف درآمدن توسط گروههایی چون طالبان در ایجاد و گسترش اشکال جدید هویت سیاسی موثر باشند. بهاین منظور از رویکردی میان رشتهای در علوم سیاسی و علوم ارتباطات، بهرهگرفتهشده است. روش مورد استفاده توصیفی-تحلیلی با بهرهگیری از شیوه تحلیل محتوا و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است.