شناسایی و رتبهبندی عوامل سیاسی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان افغان با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری (مورد مطالعه: کابل)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 هیئت علمی گروه علوم اجتماعی، دانشگاه سیستان و بلوچستان (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/jcsc.2022.542851.2498چکیده
در هر جامعهای بهطور متوسط زنان نیمی از جمعیت را تشکیل میدهند. نیمی از جمعیت فعال را و نیمی از جمعیتی که تأثیر بسزایی در رشد و ارتقا نسل آینده و بهتبع آن توسعه ملی یک کشور را میتواند در پی داشته باشد. دراینبین عوامل سیاسی و اجتماعی جزو مهمترین عواملی هستند که زمینه را برای حضور زنان در مشارکت سیاسی مهیا میکنند و یا موانعی برای حضور آنان میشوند. نقش زنان در مشارکت سیاسی یک جامعه و بهویژه جامعه کنونی افغانستان که نیازمند حضور و مشارکت بیشتر افراد متخصص جامعه و بهویژه آنکه درصد قابلتوجهی از آن را زنان تشکیل میدهد.هدف از این مقاله شناسایی و رتبهبندی عوامل مهم سیاسی و اجتماعی مؤثر بر مشارکت سیاسی زنان در افغانستان با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری میباشد. تحقیق حاضر ازجمله تحقیقات توصیفی- میدانی میباشد که با استفاده از توزیع پرسشنامه محقق ساخت به جمعآوری دادهها پرداختهشده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شهروندان بالغ شهر کابل میشود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی با فرمول کوکران حجم نمونه 375 نفر برآورد شدهاند. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی با نرمافزار Smart-PLS تحلیل و سپس جهت رتبهبندی از آزمون فریدمن در نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد عوامل سیاسی با ضریب 3.06 مورد تائید و با رتبه 1.27 در رتبه اول قرار دارد و عوامل اجتماعی با ضریب 4.76 مورد تائید و با رتبه 1.28 در رتبه دوم تأثیرگذاری بر مشارکت سیاسی زنان افغان قرار دارند.