بررسی و نقد تأثیر مکتب فایدهگرایی بر نظریههای تصمیمگیری و مقایسه آن با نظریه رشد اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد صنعتی دانشگاه امام صادق(ع)
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)
3 دانشیار، گروه مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق(ع)
doi
چکیده
فایدهگرایی بهعنوان یک مکتب فلسفه اخلاق و فلسفه سیاست در علوم اجتماعی و انسانی مختلف تأثیرگذار بوده است. در این میان ماهیت اجرایی رشته مدیریت باعث شده است که این عرصه بیش از همه آماده پذیرش فایدهگرایی بهعنوان مبنای تئوریهای خود باشد. به همین نحو، در میان عرصههای مختلف رشته مدیریت، عرصه تصمیمگیری بیش از همه از فایدهگرایی تأثیر پذیرفته است و باوجود انتقادات فراوان واردشده به فایدهگرایی، در هیچیک از تطورات تئوریهای تصمیمگیری مبنای فایدهگرا دچار تغییر نشده است. در این پژوهش با رهیافتی مبناگرایانه، نظریههای تصمیمگیری مدیریت به چالش کشیده شده است. در این راستا، نظریه رشد اسلامی، که جامعیت و جایگاه ویژهای در نظام اندیشه اسلامی دارد بهعنوان جایگزینی برای مبنای فایدهگرایی مطرح شد. به این منظور تلاش شد پس از مقایسه تدقیقی فایدهگرایی و نظریه رشد ـ که مستلزم تبیین تفصیلی هر دوی این نظریهها بود ـ اصول هر یک از این دو رویکرد استخراج شود. در ادامه، تلاش شد با بررسی نظریههای تصمیمگیری فایدهگرا، پس از نشاندادن وجه فایدهگرایی این نظریهها، تأثیرات تغییر مبنا از فایدهگرایی به رشد اسلامی به نمایش گذاشته، و کارایی عملیاتی مبنای رشد اسلامی برای تصمیمگیری در مدیریت تبیین شود. درنهایت، ویژگیهای تصمیمگیری رشد محور معرفی شد.