بررسی استعاره‌های مفهومی بدنمند در حکمت‌های نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 استادیار ، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران

doi
10.22084/nahj.2025.30617.3163
چکیده

استعارة مفهومی، ساختارهای ادراکی را بر پایة ابزارهای زبانی مدل‌سازی می‌کند و ادراکِ مفاهیم انتزاعی از طریق نگاشتِ شناختی را تبیین می‌سازد. نهج‌البلاغه نیز از این سازوکار بهره برده و مفاهیم انتزاعی را با تکیه بر تجارب حسی و بدنمند بازنمایی کرده است. این پژوهش با رویکرد تحلیل کیفی متنی، استعاره‌های مفهومی «قلب»، «زبان» و «دست» را در کلمات قصار نهج‌البلاغه بررسی کرده و ابعاد اجتماعی، فرهنگی آن‌ها را تحلیل نموده است. مسألة اصلی، تبیین نقش این مفاهیم در زبان و بازتاب آن‌ها در تفکر و رفتار اجتماعی است. هدف پژوهش بررسی کارکرد اعضای بدن به‌عنوان نمادهای مفهومی و تحلیل ارتباط میان عواطف انسانی و تصاویر استعاری در سخنان امام علی(ع) است. مبانی نظری برپایة دیدگاه‌های لیکاف و کروز در تصویرسازی شناختی و مباحث کوچش و اونگر دربارة انتقال معنای انتزاعی از عینی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که استعاره‌های «قلب»، «زبان» و «دست» در نهج‌البلاغه علاوه بر کارکرد زبانی، نقش‌های عمیق روان‌شناختی و اجتماعی ایفا می‌کنند. «قلب» به‌عنوان مرکز عواطف، ایمان و اراده با مفاهیمی چون صداقت و عشق پیوند دارد. «زبان» نمادی از قدرت کلامی، مسئولیت اجتماعی و تأثیرگذاری در روابط انسانی و سیاسی است و «دست» مفاهیمی چون قدرت، عدالت و اراده را بازنمایی می‌کند. تحلیل‌ها نشان می‌دهند که این استعاره‌ها از عینیت به انتزاع حرکت کرده و بازتابی از ژرف‌اندیشی امام علی(ع) درباره ویژگی‌های انسانی‌اند. پژوهش حاضر بر اهمیت طرحواره‌های زبانی در تحلیل متون دینی تأکید دارد و نشان می‌دهد که فهم این استعاره‌ها به درک عمیق‌تر ساختارهای اجتماعی و روان‌شناختی می‌انجامد.