بررسی سازوکار شخصیّت ها در خسرو و شیرین نظامی
نویسندگان
1 فردوسی مشهد
2
doi
10.22067/jls.v42i4.4222چکیده
مسئلۀ اساسی این مقاله تحلیل روابط شخصیّت ها در خسرو و شیرین نظامی است. در این تحلیل از الگوی کنشگر گریماس استفاده شده است. شش نقش اصلی یا به تعبیر گریماس «کنشگر» در این روایت بازیابی شده که عبارتند از: فرستنده، دریافتکننده، فاعل، هدف، یاریگر و بازدارنده. براساس نتایج حاصل از این تحقیق در روایت خسرو و شیرین، فرستنده بخشی از شخصیّت خسرو- ناخودآگاه او- است که در خواب و به صورت انوشیروان، نیای او، ظاهر میشود و بشارت شیرین و شبدیز را به او میدهد؛ دریافتکننده خسرو، فاعل: شیرین، هدف: رسیدن خسرو و شیرین به یکدیگر، یاریگر: شاپور و کنشگر بازدارنده: از طرفی مریم، همسر خسرو، است که با مرگ او کنش بازدارندگیاش به پایان میرسد و از طرف دیگر فرهاد است که بازدارندگی چندانی از او بروز نمیکند. «عشق فرهاد به شیرین» داستان عاشقانهای به موازات عشق «خسرو و شیرین» نیست؛ بلکه در طول این روایت جای دارد و فرهاد به عنوان کنش گر بازدارنده (رقیب) ایفای نقش میکند. از این پژوهش بر میآید که الگوی گریماس در تحلیل شخصیّت های منظومة خسرو شیرین تا حدّی مفید و کارآمد است و براساس این الگو خواننده با ذهنیّتی روشن میتواند روابط و مناسبات شخصیّتها را دنبال کند. از مقایسة کنش گرهای فاعل، دریافت کننده و بازدارنده در دو روایت خسرو وشیرین و لیلی و مجنون می توان دریافت که آن چه از نظر داستان پردازان خسرو وشیرین ارزش به حساب می آمده، آزادگی شخصیّت زن داستان و قاطعیّت او در عمل بوده است، امّا آن چه در نگاه داستان پردازان لیلی و مجنون ارزشمند بوده، پایبندی شخصیّت زن داستان به آداب و رسوم اجتماعی و تبعیّت او از فرمان پدر یا شوهر بوده است. این نکته بیانگر تفاوت فرهنگی جوامعی است که خاستگاه اوّلیّۀ دو روایت بوده اند. طرح این نمونه زمینه ای برای تعمیم آن به دیگر داستان های عاشقانة فارسی است. کلید واژهها: خسرووشیرین، الگوی کنش گر گریماس، شخصیّت، روابط.