رابطه بدرفتاری در دوران کودکی با مشکلات در تنظیم احساسات نوجوانی با توجه به نقش میانجی مؤلفههای دلبستگی (مضطرب، اجتنابی، بینظم)
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
2 استادیار گروه روانشناسی، دانشکدۀ علوم پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
doi
10.22067/tpccp.2025.84406.1562چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش مؤلفههای دلبستگی (مضطرب، اجتنابی، بینظم) در رابطه بدرفتاری در دوران کودکی با مشکلات در تنظیم احساسات نوجوانی انجام شد.روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل افراد موجود در دوره انتهایی نوجوانی (18 تا 21 سالگی) بود که تعداد 340 نفر از دانشجویان ترم اول، دوم و سوم دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی بهعنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامههای استاندارد بدرفتاری در دوران کودکی، دلبستگی اضطرابی، اجتنابی و بینظم و مشکلات در تنظیم هیجان استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادههای تحقیق از ماتریس همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) استفاده گردید.یافتهها: نتایج پژوهش با استفاده از نتایج الگوی ساختاری نشان داد که بدرفتاری در دوران کودکی بهطور مستقیم (188/0) و بهطور غیرمستقیم با میانجیگری دلبستگی اجتنابی (155/0) و دلبستگی مضطرب (345/0) بر مشکلات در تنظیم احساسات تأثیر دارد. همچنین بدرفتاری در دوران کودکی بهطور مستقیم بر دلبستگی اضطرابی (684/0)، اجتنابی (648/0) و بینظم (602/0) تأثیر دارد و تأثیر دلبستگی اضطرابی (505/0) و اجتنابی (240/0) بر مشکلات در تنظیم هیجان مورد تأیید قرار گرفت.نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش، بدرفتاری در دوران کودکی بهطور مستقیم و بهطور غیرمستقیم از طریق ایجاد دلبستگیهای اجتنابی و اضطرابی میتواند سبب بروز مشکلات در تنظیم هیجان در دوره نوجوانی شود.