توییتر، اتاق پژواک و تشدید قطببندی سیاسی مطالعه موردی: واکنشهای کاربران توییتر فارسی به تحولات ایران (سالهای 1400-1401)
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22034/jcsc.2023.1982672.2625چکیده
توسعه شبکههای اجتماعی برخط (آنلاین) و ظهور جامعه بنسازهای (پلتفرمی) در دهههای اخیر، تأثیر اجتماعی و سیاسی شگرفی بر روابط میان آدمیان در سرتاسر جهان گذاشته است. در پلتفرم توییتر از جمله در میان کاربران ایرانی آن، مسأله سیاست بسیار پررنگ است. امروزه این پلتفرم به یکی از مهمترین ابزارهای اطلاع رسانی وارتباطات سیاسی در جهان تبدیل شده به طوری که بسیاری از دیپلماتها و مقامات عالی سیاسی جهان نیز نظرات خود را در مورد رویدادها و مسائل سیاسی و بینالمللی در این پلتفرم ابراز میکنند. از آنجا که علاوه بر محتوای هر نوع رسانهای، شکل و فضای ارتباطی آن رسانه نیز تأثیرات خاص خود را بر مخاطبان و کاربران دارد، پرسش این است که فضای توییتر چه تأثیری بر بینش سیاسی و روابط میان کاربران ایرانی گذاشتهاست؟ در این مقاله، با استفاده از کلاندادههای توییتری، به این موضوع پرداخته شده؛ و برای پاسخ به سوال پژوهش از دو روش مشاهده مشارکتی و موردکاوی، و برای جمعآوری اطلاعات از روش دادهکاوی استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که توییتر فارسی باعث ایجاد «اجتماعات همفکر» و «حباب فیلتر» در میان کاربرانش شده و کاربران از ابزارهای موجود در این پلتفرم در جهت اجتناب از چالشهای اختلافنظر استفاده میکنند. مجموعه این عوامل منجر به ایجاد یک «مارپیچ سکوت» و «چرخه دوقطبی» شده است. به عبارت دیگر، فضای توییتر، دوقطبی سیاسی در میان کاربران توییتری را تشدیده کرده است. این وضعیت باعث شده فضای کلی سیاست در جامعه ایران نیز از فعالان سیاسی حاضر در توییتر اثر پذیرد و قطببندی شود.