بررسی زمینههای جامعهشناختی شعر شهریار براساس نظریهی لوسین گلدمن
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده زبان شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22034/jcsc.2021.538161.2451چکیده
جامعهشناسی ادبیات زیرشاخهی جامعهشناسی فرهنگ است که به تجزیهوتحلیل تولید ادبیات از دیدگاه اجتماعی میپردازد. این مقاله بر آن است تا با روشی توصیفی و با استفاده از نظریهی ساختگرایانهی تکوینی لوسین گلدمن به بررسی زمینههای جامعهشناختی شعر شهریار بپردازد. شایان ذکر است که نظریهی ساختگرایانهی تکوینی گلدمن در نقد جامعهشناختی آثار ادبی بهطورکلی به عوامل بیرونی آفرینش اثر ادبی توجه دارد. برای نیل به اهداف تحقیق حاضر، کل دیوان اشعار شهریار درنظرگرفته شد و با بررسی زمینههای اجتماعی عصر شهریار، اشعار او تجزیهوتحلیل شد. براساس یافتههای بهدستآمده، نکوهش مظاهر مختلف بیعدالتیهای اجتماعی، حساسیت نسبت به وضعیت سیاسی کشور، توصیههای اخلاقی و تربیتی به جامعه، تشویق مردم به امور سازنده (مبارزه با بدیها و پلشتیها)، ارجنهادن به روابط اجتماعی، رویدادها و شخصیتهای فرهنگی، گفتوگو با جامعهی جهانی، توجه به مسائل زنان، وطندوستی، نوستالژی روستا و نقد تمدن غرب، ارجنهادن به فرهنگ و تمدن تاریخی ایران، توجه به مسائل جهانی درکنار پایبندی به فرهنگ ایرانی- اسلامی و استفاده از زبان مردم کوچه و بازار در شعر، از مضامین اجتماعی مطرح در اشعار شهریار است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که شهریار با گذر از سه دورهی تاریخی مهم در ایران یعنی قاجار، پهلوی و انقلاب اسلامی و متاثر از مسائل اجتماعی- سیاسی زمان خود، شاعری اجتماعی بوده است، که البته بیشتر به مظاهر مظالم پرداخته است، تا زیرساختهای آن.