مؤلفههای دراماتیک افسانههای عامیانه در قالب فیلمنامهی تلویزیونی کودک : (با مطالعه ی افسانه ی هزار و یک شب)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد تهیهکنندگی تلویزیون دانشگاه صداوسیما.
2 دانشیار دانشگاه صداوسیما. (نویسنده مسئول).
3 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و احد تهران مرکزی، دانشکده ی علوم ارتباطات و مطالعات رسانه
doi
10.22034/jcsc.2023.53611.1193چکیده
امروزه سینما و تلویزیون موثرترین وسیله بیان تصویری است که بیش از سایر هنرها توانسته است تخیل مخاطب کودک را در دست گیرد .همچنین بازآفرینیِ منابع فولکلوریک که از لحاظ ساختاری و محتوایی با ویژگیهای کودکان مطابق هستند، رشد «ادبیات عامیانه» و «ادبیات دراماتیک» را همزمان تأمین میکند. فیلمنامه نویسی که از افسانهها سود میبرد؛ ظرفیتهای نمایشی فیلم را بررسی میکند و با «تشخیص» این ظرفیتها، عناصری را «حذف»، «اضافه» و «تلفیق» میکند تا انتقال از ادبیات به درام صورت پذیرد. می دانیم که ادبیات نمایشی نوعی از هنر است که در آن هنرمند با استفاده از حرکات و اجرای خود به بیان آن می پردازد و از آن به عنوان دیالوگ در اجرا بهره می گیرد. این نوع از ادبیات در واقع از زمان یونان باستان مورد استفاده قرار می گرفت که به تدریج گسترش پیدا کرد . این مقاله، میکوشد که با معرفی این عناصر در فیلمنامه و تطابق چارچوب افسانههای عامیانه (با تأکید بر افسانهی هزار و یکشب) با ساختار فیلمنامه، به چگونگی پرداختِ اثری نمایشی با مخاطب کودک بپردازد. در این رابطه، نظریههای دِرام ارسطویی و ساختارشناسی پِراپ مورد مطالعه قرار گرفته و با تحلیلِ ارتباط بین افسانه، فیلمنامه و مخاطب، و با ارائهی نمونهی موردیِ افسانهی هزار و یکشب، تلاش شده تا الگویی منطقی از روندِ فیلمنامهی کودک ارائه شود.