مقایسۀ قدرت دو‌شخصیت‌محوریِ رمان آتش بدون دود (با استفاده از «نظریۀ نابرابری قدرت در دیالوگ» فرکلاف و مدل مایکل‌شورت)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشیار گروه زبان شناسی همگانی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

doi
چکیده

در جستار پیش رو، سعی کرده­ایم با توجه به نظریۀ «نابرابری قدرت در دیالوگ» فرکلاف، با بررسی دیالوگ‌های بین شخصیت‌های متضاد و هم‌تراز، در رمان آتش بدون دود نادر ابراهیمی، به شناخت شخصیت‌های قدرت‌مدار یا منفعل بپردازیم و از نگاه و جانب­داری‌های ایدئولوژیک نویسنده رمز گشایی کنیم. برای نظم بیشتر این چارچوب نظری، از پرسش­های مطرح­شده در مدل پیشنهادی شورت (1996) برای شناخت قدرت در دیالوگ نیز استفاده شد، تا نوع روابط و نحوۀ تسلط قطب‌های شخصیتی داستان «گالان­پهلوان متکی بر قدرت بدنی» و « آلنی­ قهرمان متکی بر قدرت فکر و اندیشه» تجزیه و تحلیل شود. تجزیه و تحلیل داده‌های بررسی­شده، حاکی از آن است، نحوۀ برخورد دو­ شخصیت­محوری رمان، در دیالوگ با دیگران، نسبت مستقیم با فراز و نشیب‌های دوران زندگی آنان دارد. دیالوگ‌های گالان با اطرافیانش به افراد خاصی محدود است و به­مرور این دایره تنگ‌تر می‌شود و به­همراه آن، از قدرت او نیز کاسته می‌شود و با مرگش، هژمونی زورگویی و تسلط قهری و اجباری او پایان می­پذیرد. در حالی که، آلنی نه­تنها با همۀ مردم به‌خصوص، زنان و اقشار طبقۀ پایین اجتماع وارد گفت‌وگو می‌شود؛ بلکه آنان را وادار می‌کند تا محور گفت‌وگو با اطرافیانشان قرار بگیرند. این عمل، باعث افزایش پذیرش مرام فکری و سیاسی او می­شود و بعد از مرگش نیز تفکراتش در سخن و عمل نسل بعدی به‌سرعت تکثیر می‌شود.