بررسی ساختاری رمان کلیدربر اساس نظریّة برمون
نویسندگان
1 .
2
doi
10.22067/jls.v42i2.4185چکیده
نگاه ساختاری به آثار ادبی به سبب بررسی عناصر درونمتنی و کشف الگوی پیوند آنها، زمینههای دریافت شایستهتر از ماهیّت ادبیّات را فراهم میآورد، و با ارائة شگردهای خلق آثار برتر ادبی میتواند به گسترش الگوهای پردازش اثر ادبی کمک کند. در میان منتقدان ساختارگرا، گروهی به فرمهای روایی و بررسی عناصر داستان و قوانین ترکیب آنها پرداختهاند، که در این میان «کلود برمون» با ابداع یک نظام مبتنی بر نمایش شکلوارهای، طرحی را پیشنهاد میکند که بر پایة چگونگی روابط بین کوچکترین واحدها استوار است. رمان بلند کلیدر، اثری تو در تو و گسترده است که محورها و جریانهای چندگانه، آن را شکل دادهاند. برای بررسی ساختاری متن این رمان ناچار باید ابتدا طرح کلی آن را استخراج کرد، و سپس به تحلیل آن پرداخت. در تجزیة رمان به طرح اولیّه، شخصیّتها، به میزان شرکت در زنجیرة حوادث و نقششان در ساختن نقاط اوج در درجة اهمّیّت قرار میگیرند. قدرت یک رمان واقعگرا چون کلیدر در تعداد پیرفتهای کامل و چگونگی چینش و رابطة علّی و معلولی برقرار شده در میان آنهاست. تعداد پیرفتهای اصلی معمولاً به تعداد نقاط اوج داستانی وابستهاند. هر شخصیّت در طول رمان با پیرفتهای متعدّد ایفای نقش میکند، ولی همة آنها در ایجاد ساختمان اصلی داستان نقش محوری ندارند. بنابراین رمان کلیدر، ترکیبی منطقی از پیرفتهای محوری است که در ارتباطی معنادار با پیرفتهای فرعی و ثانوی هستند، و تعداد شخصیّتهای آن تحت تأثیر عواملی چون موضوع، فضای کلی، تعداد روایتهای اصلی، ساختمان قدرتمند روایتها و ارتباط هدفدار آنها با یکدیگر قرار دارد. کلید واژهها: کلیدر، ساختار، روایت، پیرفت، برمون.