هدایت‌گری و اختفای الاهی

نویسندگان

1 استادیار پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی قم، ایران

2 دانشجوی دکترای فلسفه دین دانشگاه باقرالعلوم

3 دانشیار دانشگاه باقرالعلوم

doi
10.22034/kalam.2024.564
چکیده

اختفای الاهی چالشی نوپدید در فلسفه دین است. به طور خلاصه باورمندان به این دیدگاه می‌گویند اگر خدایی وجود داشته باشد باید خود را از چشم انسان‌ها پنهان نکند و به گونه‌ای روشن باشد که آدمیان بتوانند با او ارتباط برقرار کنند. اگر خدا وجود دارد و هدایتگر بشر است چرا خود را از چشم انسانها پنهان کرده و یا حداقل نشانه‌های بیشتری از حضور خودش را در اختیار آدمیان نگذاشته است؟ آیا ممکن نبود ما قرائن بیشتری از وجود و حضور خدا و نیز صحت گزاره‌های دینی در اختیار داشته باشیم تا دیگر کسی نتواند مدعی شود در پی یافتن حقانیت دین بوده و موفق نشده است؟ آیا ممکن نبود ما گزینه‌هایی مثل دیدن عالم برزخ، ارتباط با ارواح پس از مرگ و گفت‌وگو با اولیای دین را به صورت گسترده‌تر از اکنون در اختیار داشته باشیم تا شک و شبهه دینی‌مان از میان برود و یقینمان زیادتر شود؟ چگونه می‌توان «اختفای الاهی» را با هدایت‌گری او کنار هم گذاشت؟ آیا می‌توان آن دو را با هم جمع کرد و به دام تعارض هم نیفتاد؟ در این مقاله به روش توصیفی، تحلیلی تعارض هدایت‌گری خداوند و اختفای او بررسی شده و برای حل مشکل اختفاء، هدایت‌گری او به دو صورت «لازم» و «ممکن» تفسیر شده است.