در جست‌وجوی همسازی:بازسازی اجتماعی ـ سیاسی دستگاه فکری کنفوسیوس

نویسندگان

1 استادیار، گروه ادیان و عرفان، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jrm.2024.371382.630497
چکیده

بی‌تردید کنفوسیوس در زمرۀ بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ اندیشۀ شرق دور است. با این حال، او چنان‌که رویۀ حکمای شرق است، تعالیم خود را در قالب کلمات قصار و حکمت‌هایی موجز به شاگردان انتقال داد و هرگز نکوشید آن‌ها را، چنان‌که رویۀ فیلسوفان غرب است، در قالب ساختاری نظام‌مند ارائه دهد. همین امر باعث شده است تا محققان دربارۀ شخصیت و تعالیم او اختلاف‌نظرهایِ جدی داشته باشند. نویسندۀ مقالۀ پیش‌رو مدعی است، کنفوسیوس پیش از هر چیز، یک نظریه‌پرداز و مصلح اجتماعی است، نه یک فیلسوف یا یک معلم اخلاق یا یک رهبر دینی. مطابق این خوانش، آموزۀ محوری او همسازی (هی) است و سایر اندیشه‌ها و تعالیم وی را باید در نسبت با این آموزه بازخوانی کرد. به اعتقاد کنفوسیوس، اگر در وهلۀ نخست طبقۀ حاکم و سپس عموم مردم وظایف خود را در قبال دیگران به‌درستی بشناسند (جِنکْمینک)، پایبندی به وظایف خود را همچو یک تکلیف دینی قلمداد کنند (لی)، انگیزۀ آن‌ها از انجام وظایف‌ نه کسب منفعت و سودجویی، بلکه شفقت و انسان‌دوستی باشد (رن)، و وظایف خود را به صحیح‌ترین صورت ممکن عملی سازند (یی)، انسان کامل و سرمشق (جُنتْسه) خواهند بود؛ بدین‌سان جامعه نیز به ‌سامان خواهد شد و همسازی تحقق خواهد یافت.