تربیت اخلاقی و خودشکوفایی در اندیشه منسیوس‏

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

doi
10.22059/jrm.2024.372397.630504
چکیده

مقاله حاضر به بررسیِ تحلیلیِ تربیت اخلاقی و خودشکوفایی در اندیشه منسیوس، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین فرزانگان چین باستان و از مهم‌ترین شارحان آیین کنفوسیوس، پرداخته است. اندیشه‌های منیسوس عمدتاً بر محور شناخت انسان استوار است و افزون بر شناخت طبیعت، توانایی‌ها و استعدادهای انسان، راه شکوفاسازی آنها جهت تبدیل به فرزانۀ کامل را می‌نمایاند. منسیوس طبیعت آدمی را نیک دانسته و اعتقاد دارد که آنچه انسانیتِ انسان در گرو رشد و شکوفایی آن است، چهار احساسِ موسوم به «سرآغاز‌های چهارگانه‌» است که به‌منظور تبدیل انسان اخلاقیِ بالقوه به انسان بالفعل، باید شناخته و شکوفا گردند؛ این چهار سرآغاز عبارت‌اند از: الف). احساس ترحم که سرآغاز نیک‌خواهی است؛ ب). احساس شرم و حیا که سرآغاز وظیفه‌شناسی است؛ ج). احساس فروتنی و نزاکت که سرآغاز التزام به سنّت‌های آئینی است؛ و د). قوۀ تشخیص صواب و خطا که سرآغاز خرد است. هر انسانی این چهار بذر وجودی را به‌‌سانِ چهار عضو بدن با خود دارد و هر که به انکار آنها اقدام کند، مانند آن است که خود را به دست خویش فلج نماید. اما در مقابل، اگر انسان بتواند این چهار نطفۀ وجودی را تماماً در خویشتن پرورده و شکوفا سازد، به کمال و فرزانگی دست می‌یابد. این سرآغازها نه آموختنی و اکتسابی، بلکه به‌مثابۀ موهبت‌هایی هستند که آنها را آسمان (تیآن) در نهاد انسان قرار داده است تا فصل انسان نسبت به سایر موجودات باشند.