رمان ایرانی و «مطالعات زندگی روزمره»: تفسیر انتفادی رمان «پرندة من» اثر فریبا وفی
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 استادیار جامعه شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی،دانشگاه تهران
3 دکتری جامعهشناسی، دانشگاه هامبورگ
doi
10.22034/jcsc.2022.131648.2186چکیده
از پدیدههای شاخص عرصۀ ادبیات پس از انقلاب اسلامی ایران، «عمومی شدن نویسندگی زنان» و خلق آثار برگزیده یا «نخبهگرا» توسط آنان به ویژه در محدودة سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۶ است. عنصر محوری در بسیاری از این آثار برگزیده، تمرکز ویژۀ آنان بر مقولۀ زندگی روزمره است. رمان «پرندۀ من»، نوشتۀ فریبا وفی، نیز از این خصلت مستثنی نیست. در این اثر به طرز قابل توجهی، چالشها و دغدغههای شخصیت محوری زن داستان در مواجهه با معضلههای زندگی روزمره برجسته شده است و رمان از این حیث، زمینۀ تحقیق جذابی را برای حیطۀ «مطالعات زندگی روزمره» فراهم میکند؛ به طوری که میتوان آن را بازتابندة زندگی روزمرة برخی از زنان جامعة معاصر ایران قلمداد کرد.در این پژوهش با رجوع به آراء هانری لفور و صورتبندی ریتا فلسکی (مؤلفه-های انضمامی سهگانه «تکرار»، «خانه»، «عادت») زندگی روزمرۀ بازنماییشده در رمان «پرندۀ من» را بررسی کردهایم. «مطالعات زندگی روزمره» با الهام از سنتهای نظری مارکسیستی، همچنین به امکان فراتر رفتن سوژههای انسانی از سطح عمومی زندگی روزمره در جوامع معاصر میپردازد. ما نیز در مقالة حاضر، امکان تحقق این جنبة اوتوپیایی را در زندگی روزمرة شخصیتهای محوری رمان «پرندة من» سنجیدهایم.