مواجههی صاحبنظران ایرانی با نظریهی «استبداد شرقی»، با نگاهی به ایران پیشامدرن مطالعهای در «تاریخنگاری میدانی»
نویسندگان
1 استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی
2 کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی
3 استاد دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22034/jcsc.2021.135390.2213چکیده
استبداد شرقی یکی از نظریههای شرقشناسانهای است که درپی توضیح شرق از دیدگاه غربی است. در این پژوهش به بررسی نظریهی استبداد شرقی ویتفوگل از منظر تفاوتهای جغرافیایی در ایرانِ پیشامدرن پرداختیم. مبانی نظری و روششناسی این پژوهش تحتتاثیر مکتب تاریخنگاری آنال، با تاکید بر تفاوتهای جغرافیایی نوشته شدهاست. انجام این پژوهش به صورت کتابخانهای بوده و یافتههای آن از آثار نویسندگان ایرانی استخراج شدهاست. برای نشاندادن چگونگی مواجههی صاحبنظران ایرانی با نظریهی استبداد شرقی، سنت مردمشناسی (تاریخنگاری میدانی) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته که در این سنت آثار جواد صفینژاد و مرتضی فرهادی، مورد تاکید قرار گرفته است. حاصل این پژوهش، مشخصشدن نسبت صاحبنظران ایرانی و نظریهی استبداد شرقی است. براساس یافتههای این پژوهش، سنت تاریخنگاری میدانی روایتی متفاوت از سازوکار کشاورزی، زمینداری و آبیاری در نقاط مختلف ایران بدست میدهد که متفاوت با پیشفرضها و بنیادهای نظریهی استبداد شرقی ویتفوگل است و میتواند مقدمهای برای نگارش تاریخ میدانی و تاریخهای محلی باشد و مواد نگارش تاریخهای انتقادی را فراهم آورد.