بررسی مبانی تحوّل شعر فارسیدر سه دورة سنّت، مدرنیسم، پست مدرنیسم
نویسندگان
doi
10.22067/jls.v41i1.13183چکیده
شعر فارسی در تاریخ دراز مدّت حیات خود با تحوّلات بسیار گوناگونی رو به رو بوده و دورههای مختلفی را از حیث ویژگیهای زیباییشناختی تحت عنوان شعر کلاسیک، مدرن و پست مدرن، پشت سر گذاشته است. این تحوّلات به طور عام در دو حوزة فرم (صورت) و محتوا صورت گرفته و بیشتر به صورت تحوّلاتی فوّاره وار اتّفاق افتاده است. ویژگیهای فرمی و محتوایی بر محور بنیادهای زیبایی شناختی فطری، پیوسته در حال دگرگونی و «شدن» بودهاند. در این مقاله با طرح این سؤال که آیا می توان غیر از حوادث تاریخی و گسترة جغرافیایی، مبنایی فلسفی را در تحلیل تحوّلات ادبی جست و جو کرد، می کوشیم تا بنیادهای کمابیش ثابت زیبایی شناختی شعر فارسی را بررسی کنیم و فراز و فرود این سیر مستمر را با توجّه به مقوله های فرم و محتوا و سنّت و نوآوری نشان دهیم و مشخّص کنیم که شعر امروز فارسی، هم در بررسیهای در زمانی و هم در مطالعات همزمانی دارای تحوّلات فوّاره وار و در زیبایی شناسی از بن مایه های فطری کمابیش ثابت برخوردار است.