از احتجاج تا اقناع؛ تحلیل نظام مجاب‌سازی خلافت در خطبۀ شقشقیه براساس نظریۀ بوگراند و درسلر

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان وادبیات عربی، دانشکده ادبیآت و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم ، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 دکتری فقه و مبانی حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22084/nahj.2025.30459.3153
چکیده

زبان‌شناسی متن در جهت شکل‌گیری متن و تقویت آن از عناصر هفت‌گانة هدف، موقعیت، انسجام و پیوستگی، بینامتنیت، اطلاع‌رسانی و مقبولیت بهره می‌برد. مطالعۀ این فرایندها مشخص می‌کند که چگونه حضور این عوامل هفت‌گانه منجر به ایجاد برهانی منسجم، تولید معنا و به اقناع رساندن مخاطب می‌شود. این عناصر بر خطبۀ شقشقیۀ حضرت علی (ع) نیز حاکم‌اند؛ خطبه‌ای که سرشار از براهین در اثبات حقانیت خلافت ایشان است. مقالۀ حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و با هدف تبیین فرایند مجاب‌سازی خلافت در راستای اثبات حقانیت حضرت علی (ع) به بررسی خطبۀ شقشقیه می‌پردازد. این بررسی با تکیه بر کارکرد معیارهای متن‌گرایی در نظریۀ بوگراند و درسلر از جمله پیوستگی، انسجام، هدفمندی، موقعیت‌مندی، مقبولیت، اطلاع‌رسانی و بینامتنیت، انجام می‌شود و بر چگونگی انتقال مفاهیم در قالب برهان‌ورزی و نقش این معیارها در شکل‌گیری و تقویت استدلال‌های امام علی (ع) متمرکز است، تا از این طریق، ساختار برهانی خطبه و سازوکارهای زبانی آن در اقناع مخاطب تحلیل شود. از دستاوردهای معناکاوی خطبه این است که که مفاهیمی مانند شایستگی حضرت علی (ع) برای خلافت، نقد خلفای پیشین و رجوع مردم به ایشان در آغاز خلافت، از طریق زنجیره‌ای از برهان‌های منطقی به مخاطب منتقل می‌شود. با بررسی این خطبه مشخص می‌شود که نظام مجاب‌سازی با پیروی از تمامی عناصر متن‌گرایی، به انسجام برهان‌ها، در بُعدی گسترده‌تر خطبه و در نهایت، تبیین حقانیت امام می‌انجامد.