نقش میانجی خود تمایزیافتگی و تنظیم شناختی هیجان در ارتباط کیفیت روابط ابژه با رضایت زناشویی
نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران
2 استادیار، گروه روانشناسی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران
4 دانشیار گروه روانشناسی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران
5 استادیار گروه روانشناسی، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران.
doi
10.22067/tpccp.2022.72289.1158چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کیفیت روابط ابژه در رضایت زناشویی با میانجیگری نقش خود تمایزیافتگی و تنظیم شناختی هیجان انجام شد.روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی با رویکرد مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعهی آماری پژوهش کلیهی افراد متأهل دارای تعارضات زناشویی مراجعهکننده به کلینیک های روانشناسی و مشاوره شهر مشهد در سال 1400-1399 بودند که حداقل دو سال از ازدواجشان گذشته باشد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. از مجموع 300 پرسشنامه توزیعشده 260 پرسشنامه واجد ملاکهای لازم جهت تجزیهوتحلیل تشخیص داده شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه های روابط ابژه، تنظیم شناختی هیجان، تمایزیافتگی خود و رضایت زناشویی بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که کیفیت روابط ابژه پیشبینی کنندهی میزان رضایت زناشویی است (05/0>p). همچنین خود تمایزیافتگی و تنظیم شناختی منفی هیجان نقش میانجی را دارد (05/0>p)؛ بنابراین، چه در مشاورههای پیش از ازدواج و چه در جلسات زوجدرمانی اهمیت توجه متغیرهای مبتنی بر مفاهیم روانکاوی همچون کیفیت روابط ابژه و خود تمایزیافتگی و تنظیم مداخلات بر مبنای این مفاهیم با توجه به اینکه میزان دخالت خانواده و وابستگی به خانواده همواره به عنوان یکی از مهمترین علل طلاق مطرح بوده، اهمیت فراوانی دارد.