سالمندی در مطالعات فرهنگی و جنسیت

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

doi
10.22034/jcsc.2021.530737.2406
چکیده

سالمندی را می­توان از چشم­اندازهای نظری مختلف مورد مطالعه قرار داد. در این مقاله، نگارنده با اتخاذ رویکرد سالمندشناسی فرهنگی، توضیحی از سالمندی در نظریه ­های فمینیستی، تلاقی و پست­مدرن با هدف ارتقاء دانش مفهومی و نظری در مطالعات سالمندی ارائه می­دهد. سالمندشناسی فرهنگی، فمینیستی و پست­مدرن، تنوع، تکثر و پیچیدگی­های تجربه سالمندی را نشان می­دهند و با اتخاذ چنین رویکردی در مطالعات سالمندی می­توان به فهم صداها، روایت­ها و تجربه زیسته گروه­های متنوع، آسیب­پذیر و در حاشیه سالمندان دست یافت. این رویکردها روایت­گر سالمندی سیال، متکثر و چندگانه است. تجربه سالمندی در جامعه ایرانی نیز حکایت­گر تجربه­ای ناهمگون، نابرابر و متکثر است و نمی­توان از سالمندی یکدست و یک­شکل در جامعه ایرانی صحبت کرد بلکه سالمندی در ایران پدیده­ای اجتماعی و نابرابر است. سالمندی نه تنها مبتنی بر تفاوت­های جنسیتی، تجربه­ای متکثر است، بلکه سالمندی در تلاقی جنسیت با سایر مولفه­های اجتماعی چون موقعیت طبقاتی، وضعیت سلامتی و تفاوت­های قومیتی و فرهنگی نیز به شکل متفاوت و نابرابری تجربه می­شود؛ به گونه­ای که می­تواند محرومیت، نابرابری و فرودستی مضاعفی را تولید کند. ملاحظه این تفاوت­ها و نابرابری­های اجتماعی در تحلیل موضوع سالمندی بسیار بااهمیت و ضروری است و از بینش مفهومی و نظری تولید شده در این حوزه می­توان در سیاست­گذاری­های اجتماعی سالمندی بهره برد.