نمودهای شناخت زنانه در اثناء تاریخ فرهنگی ایران

نویسندگان

1 داوطلب دریافت دکتری دانشگاه الزهراء

2 پژوهشگر همکار مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی.

3 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه الزهرا

doi
10.22034/jcsc.2021.525901.2365
چکیده

تشخیص احتمال شناخت زنانه در تاریخ فرهنگی نجد ایران، قصد اصلی ما برای سفر به عصرِ تاریخیِ پیشابرنز و پسابرُنز و کشف نمودهای شناختِ زنانه در آن اعصار و نشانگانی از ماندگاریِ آن در اعصار بعدی است. حوزه‌ی ما جامعه‌شناسی شناخت و روش ما، با پرهیز از نظام‌های تفسیری موجود، خوانشِ تاریخ‌نگارانه متونِ مدلّل تاریخ، در تلاقی دو رویکرد دیالکتیکی و هرمنیوتیکی،یعنیتعامل و مراودهدائم میان ذهنیت نویسندگان و عینیت تاریخ،در مقام تفسیر آناست. این بررسی شرایط پیدایش شناخت و عناصر آن در الهیّات (به‌عنوان مهم‌ترین حوزه‌ی مُعرّف شناخت هر عصر)، اسطوره‌ها و الهیّات اسطوره‌ایِادوارِ پیدایش کشاورزی، شکل‌گیریِ اجتماعات مُبتنی بر آن، تغییرات آن الهیّات و اساطیر پس از مهاجرت آریاییان و تشکیل جوامع دولت‌مرکز و تغییرات زنانگیدر الهیّات را شامل شده شده است. مهم‌ترینِ این نمودها در یافته‌ها و تفسیر ما از ساخت ِشناخت زنانه‌ی ایرانی شامل «اصالت زندگی و خردوندیِ پشتیبان آن»، «تنیدگی ابژه/سوژه در الگوی شناخت»، «عینیت نافذ»، «وساطتِ موثر»، «ادراکِ دَوَرانیِ زمان و جاودانگی درعین کرانمندی» است. روشن است کشف و پی‌گیریِ نشانِ هر حدودی از الگوهای شناخت زنانه در بنیادهای تاریخی-اجتماعی و سیر تحولات و تطورات تاریخی‌شان، در مقایسه با استفاده از الگوهای نظریِ غیرتاریخی و ذات‌انگارانه، رهنمای فهم و تفسیرِ هرچه غیرجانبدارانه‌تر تاریخ ایران، زنان و شناخت زنان ایرانی خواهد بود.