تحلیل نشانه-معنا شناختی کارکردهای گفتمانی مقاومت و مماشات در اعترافات تاج السلطنه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران.

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران

doi
چکیده

رویکرد نشانه ـ معناشناسی گفتمانی است که با دخیل ­شمردن سوژۀ تن­مدار در خلق معنا و تأکید بر ابعاد عاطفی، حسی ـ ادراکی و زیبایی­شناختی گفتمان، محمل مناسبی برای تحلیل و تأویل متون اعترافی به­شمار می­آید. مطابق آموزه­های این نگره، کنشگران می­توانند با ایجاد چالش­هایی درون­گفتمانی و خلق جریان­هایی همسو یا ناهمسو به مقاومت یا مماشات با «غیر» برخیزند و به این ترتیب، برای احراز یا بازسازی هویت خویش تلاش کنند. در خاطرات تاج­السلطنه به­مثابۀ نوشتاری اعترافی نیز، سوژه در راستای هویت­طلبی و تقلایی مدام برای رهایی از بحران معنا به مرکز ثقلی گفتمانی تبدیل می­شود تا بتواند نقش خود را در تعامل و تقابل با غیر ایفا کند. هدف از پژوهش حاضر، پاسخ به این پرسش است که موضع­گیری سوژۀ گفته­پرداز، چگونه مقاومت یا مماشات او را در مواجهه با قلمروهای رقیب رقم زده و این ویژگی­ها با اتکا به کدام ­یک از مؤلفه­های نشانه ـ معناشناختی ممکن شده است. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که سوژه از مجراهای مقاومت از طریق نمادین­سازی، قافیه­اندیشی، روابط فشاره­ای و گستره­ای و رجوع به وجه پدیدارشناختی حضور، در برابر بحران هویت و معنا به مقابله برخاسته و سرانجام با منقاد شدن در برابر دیگری (بزرگ) راه مماشات پیش گرفته است. در این میان، مقولۀ مکان با گره خوردن به هویت سوژه، کارکردی گفتمانی پیدا کرده و ضمن نمایندگی ­کردن وضعیت­های گوناگونِ سوژه، به شاخص شدت و ضعف مقاومت و مماشات در این گفتمان بدل شده است.