معناشناسی آیه «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ» قرآن با تأکید بر آرای انسانشناختی علامه حسنزادۀ آملی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران.
2 استاد، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22034/kalam.2024.535چکیده
قرآن کتاب مرجع تمام مسلمانان، به زبان عربی ساده و «تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ» است، این کتاب شریف دارای متنی ثابت و عباراتی محدود است. درحالیکه حقایق هستی، بیکران است، این متن ثابت با عبارات محدود که میتواند بیانگر حقایق لایتناهی وجود، فارغ از قیود زمان و مکان و ماده باشد، ما را متوجة این نکته میکند که میبایست بیکرانگی را در معانی باطنی قرآن جستجو کرد، پس این پرسش مطرح میشود که «راه دستیابی انسان بهعنوان تنها مخاطب قرآن، به دریای بیکران حقایق و معانی قرآن چگونه است؟» هدف این پژوهش، یافتن پاسخ این پرسش در آثار «علامه حسنزاده» بوده و تجزیه و تحلیل مطالب ایشان همراه با استدلال نگارنده است که با روش توصیفی تحلیلی و مطالعۀ مکتوبات و منقولات ایشان انجام شده و ضمن استفاده از نظرات و دیدگاههای ایشان بهعنوان مقدمات قیاس، به این نتیجه رسیده است، اگرچه عموما ظاهر قرآن الفاظ ساده و معانی آشکار است اما باطنش، معانی کلی مرسل است؛ زیرا حضرت خاتم صلوات الله علیه، آن را در اشتداد وجودی و در اعتلا به مرتبۀ فوق تجرد عقلی که مقام «لایقفی» نفس انسان است تلقی کردهاند و از آنجا که هیچ ادراکی بدون مناسبت و سنخیت حاصل نمیشود و هرکس بهقدر سعۀ وجودی خود قادر به ادراک است، تنها راه دستیابی به بیکرانگی معانی قرآن، درک این رتبۀ وجودی نفس، یعنی مرتبه لایقفی و فوق تجرد است.