سمک عیّار: افسانه یا حماسه؟(مقایسة سازه شناختی سمکعیّار با شاهنامة فردوسی)*
نویسندگان
1 سیستان و بلوچستان
doi
10.22067/jls.v40i3.13159چکیده
سنّت دیرینه، غنی و مردمی قصّهگویی شفاهی توسط قصهگویان که نزد همة هندو اروپاییان؛ بخصوص اقوام آریایی ساکن فلات ایران بویژه شرق ایران،خراسانبزرگ، رواج بسیار داشته، افسانهها و اساطیرکهن و نیزبسیاری از اخبار حوادث تاریخی را حفظ و منتقل کردهاست.در این مقاله، ضمن بررسی این سنّت وتحلیل درزمانی آن،کوشیدهایم نشان دهیم که بسیاریازآثارداستانی اولیة دورةاسلامی، از رهگذرهمین سنّت شفاهی پدید آمده است و قسمتهایبسیار از شاهنامه، ویس و رامین و نیز سمک عیار را راویان و به صورت شفاهی روایت کردهاند. مقایسةسازه شناختی شاهنامه و سمکعیار نه تنها ایننظریه را اثبات میکند بلکه آشکار میسازد که سمکعیار به دلیل داشتن عناصر، بنمایه ها و سازههای حماسی بسیار، یک حماسه است نه افسانه. کلید واژهها: سمکعیار، شاهنامه، گوسان، سازهشناسی، سنّت قصّهپردازی.