آرمان بازاندیشانه - آرمان ازخودبیگانه در تحصیلات دانشگاهی
نویسندگان
1 عضو گروه مطالعات اجتماعی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
doi
10.22034/jcsc.2020.121570.2106چکیده
آینده و آرمان موضوعاتی هستند که امروز بیش از هر روز مسألهمند شدهاند. در وضعیت ابهام ناامیدکنندهای که آینده را فرا گرفته، نیاز فردی، موفقیت شخصی و آیندهی نزدیک، تلاشها را به خود معطوف کرده و آرمان جمعی و آیندهی دور به موضوع ثانوی تبدیل شده است. در چنین وضعیتی «خود» پیوندش را از زمینهی اجتماعی میگسلد، از جامعه، تاریخ و از خویش بیگانه میشود و به شیءوارگی میل میکند. دانشگاه و تربیت دانشگاهی در این میان چه نقشی ایفا میکند؟ پرسش مشخص مقاله آن است که دو دسته رشتهی علوم طبیعی و علوم اجتماعی با این ازخودبیگانگی چه نسبتی دارند؟ دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران به عنوان نمونهی نوعیِ یک دانشکدهی علوم انسانی و دانشکدهی فنیِ دانشگاه تهران به عنوان یک نمونهی نوعیِ دانشکدهی علوم طبیعی درنظر گرفته شد. با 15 دانشجو از هر یک از این دو دانشکده دربارهی آرمانها و آرزوهایشان مصاحبهی عمقی انجام شد. براساس نتایج به دست آمده، قانون علیت تکخطی و تعینگرایانهی حاکم بر پرورش در فضای علوم طبیعی و فنی، به جهان انسانی نیز سرایت میکند. در فضای این رشتهها جامعه نه موجودیتی مستقل، که جمع جبری مجموعهی افراد منفرد دیده میشود و آینده و آرمان چیزی بیش از موفقیتهای شخصی دانسته نمیشود. در مقابل، در فضای سیال و چندپارادایمی حاکم بر علوم انسانی، رابطهی فرد-جامعه رابطهای پیچیده، چندجانبه و رفتوبرگشتی درک میشود. موفقیت شخصی و آرمان جمعی درهمتنیده تلقی میشود و آرمان، نه موفقیت فردی در قالب وضع موجود، که خواستِ تغییر در وضع موجود دانسته میشود.