جدال خیر و شر؛ درونمایة شاهنامة فردوسی و کهن الگوی روایت*
نویسندگان
doi
10.22067/jls.v40i3.13163چکیده
در تحلیل و طبقهبندی ساختاری انجام شده بر شاهنامه فردوسی، تضاد، دوبنی یا جدال نیک و بد را درونمایة اصلی شاهنامه مییابیم که همچون یک روح بر اجزای این اثر سترگ سایه افکنده است. بسامد داستانهایی که در شاهنامه بهطور مستقیم جدال عملی خیر و شرّ را دربر میگیرند، دست کم دو برابر داستانهایی است که به درونمایة دیگر مربوط است. از یک سوگستردگی و قدمت بنیادهای اساطیری «تضاد دوبنی» یا جدال نیک و بد در فرهنگ و تمدن جهانی از این اسطوره، کهن الگویی فراگیر ساخته است و از سوی دیگر، ساختارگرایان ـ با تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم از این اسطوره ـ برای روایت و داستان تعریفی ارایه دادهاند که آگاهانه یا ناآگاهانه ریشه در ساخت روایی این اسطوره دارد. بر این اساس جدال خیر و شر (درونمایة عمده در شاهنامه) میتواند به عنوان ژرف ساخت الگوی روایت در ناخودآگاه جمعی ذهن بشر، کهن الگوی روایت به شمار آید. کلید واژهها: شاهنامه، ساختارگرایی، اسطوره، پیرفت، جدال خیر و شرّ، کهن الگو.