بررسی آغازگرهای فرانقش متنی در عبهرالعاشقین روزبهان بقلی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری

doi
چکیده

زبان­شناسی نقش­گرا زبان را به­عنوان یک نظام معانی به همراه صورت­هایی می­داند که از طریق همین صورت­ها، معانی تشخیص داده می­شوند. در دستورِ نقش­گرای هلیدی، علاوه­بر فرانقش تجربی و بینافردی که در درک تجربه­ها و بیان روابط بینافردی دخیل­اند، مؤلفۀ معنایی دیگری هم به نام فرانقش متنی وجود دارد که به­نوعی، مکمل دو فرانقش یادشده است. در این فرانقش، زنجیره­ها و توالی­های موجود درگفتمان شکل می­گیرند و همچنان­که کلام پیش می­رود، پیوستگی جریان سخن نیز ساماندهی می­شود. زبان میان خود و بافت ارتباط برقرار می­کند تا به تناسبِ بافتی که در آن بیان شده و با توجه به ویژگی­های مترتب بر آن بافت، متن­آفرینی کند. نوشتار حاضر بر آن است تا ویژگی­های زبان­شناختی روزبهان بقلی را در کتاب عبهرالعاشقین براساس فرانقش متنی واکاوی کند و به کشف نظام معنایی موجود در متن و چگونگی ارتباط متقابل با خواننده دست یابد. بدین­منظور بخش­هایی از این کتاب برای بررسی از منظر فرانقش متنی انتخاب و در آن به تحلیل و بررسی انواع آغازگرها و میزان بسامد آن­ها پرداخته شده است. آن­گاه با تعیین درصد انواع آغازگرها و میزان بسامد هریک، مشخص شد که درصـد وقـوع آغـازگر متنـی بـسیار بیـشتر از آغازگر بینافردی است. این امر نشان­دهندۀ انسجام و هماهنگی بیشتر بندهای عبهرالعاشقین است که درواقــع رابطۀ منطقــی و معنـایی بــین دو بنــد را بــه­وجــود مــی­آورد؛ در حــالی­کــه آغــازگر بینــافردی نگــرش، احــساسات و قضاوت گوینده را در ارتباط با پیام نشان می­دهـد. وجود آغازگرهای تداومی، ساختاری و افزودۀ پیوندی، سهم بسزایی در پیوستگی کلام و انسجام میان بافت و گسترش مفهوم در بندهای به­هم پیوسته دارد.