مقایسۀ تحلیلی دیدگاه شلنبرگ و مورفی در باب عشق الهی و اثرات آن بر استدلال اختفای الهی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکترا، گروه فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jrm.2024.379371.630537چکیده
اختفای الهی یکی از جدیدترین استدلالهای خداناباورانه است که طبق دیدگاه اصلیترین مدعی آن، جان ال. شلنبرگ، مبتنی بر وصف عشق مطلق الهی و لوازم آن است. فهم شلنبرگ از عشق الهی، کاملاً انسانی و همراه با جستجوی رابطۀ شخصی با انسانها است. لازمۀ کمال الهی این است که خدا واجد صفت عشق، با بالاترین درجۀ ممکن باشد. از سوی دیگر، مارک سی. مورفی، فیلسوف اخلاق، با تمایز میان خدای متون مقدس و موجود آنسلمی، معتقد است عشق نمیتواند یکی از اوصاف ذاتی موجود آنسلمی باشد، هرچند خدای متون مقدس ممکن است رفتارهایی عاشقانه از خود بروز دهد. با ابتناء بر سخن مورفی، میتوان علاوه بر فهم عشق مطلق الهی از زاویهای دیگر، پاسخی احتمالی بر استدلال شلنبرگ اقامه کرد. برای اینکه یک ویژگی، از اوصاف ذاتی خداوند به حساب آید، استلزاماتی وجود دارد که عشق، آنها را برآورده نمیکند. به علاوه، عشق ویژگی جدا و بالاتری از اخلاقمندی خدا نیست. پس وصف اخلاقمندی خدا میتواند توقعاتی که بشر از عشق الهی دارد را نیز برآورده کند. با این وجود، با تحلیل سخن مورفی خواهیم دید که دیدگاه او مستلزم اتخاذ رویکرد سلبی به خدا و اوصاف او است که هزینهای گزاف، نامعقول و غیرضروری بر ردیۀ او تحمیل میکند.