سیاست های افزایش پذیرشِ دانشجوی علوم انسانی در آموزش عالی ایران (از پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز)
نویسندگان
1 استادیار جامعه شناسی پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی
2 دکترای سیاستگذاری فرهنگی، پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی
doi
10.22034/jcsc.2020.113071.1981چکیده
از دهۀ اول انقلاب اسلامی و بعد از آن، علوم انسانی در جبهه متخاصم جای گرفته و پروژه اسلامی سازی هدفش را کنترل و بازسازی علوم انسانی قرار داده است، ولی با وجود این، از ظرفیت های پذیرش دانشجویان علوم انسانی نه تنها کاسته نشده بلکه در مقایسه با سایر رشته ها رشد قابل توجهی نیز داشته است. از آنجا که توسعه و افزایش پذیرش دانشجویان تابع سیاستگذاریهای دولتی است، این پرسش مطرح می شود که چنین جهتگیری های متفاوت چگونه باید درک شود؟ چگونه می توان با علوم انسانی مخالف بود ولی بیش از سایر رشته ها، ظرفیت پذیرش دانشجویان آن را افزایش داد؟ ما در این مقاله سیاستگذاریها و عملکردها، روند افزایش پذیرش دانشجویان علوم انسانی را بررسی می کنیم. یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد که این گسترش را باید ذیل سه گفتمان درک کرد: گفتمان بهنجارسازی که بر مدار تولید سوژه دیندار شکل میگیرد ، گفتمان خودکفائی که بر حول تامین منابع مالی استوار می شود، و در نهایت گفتمان توسعه محور که کمیت رشد دانشگاهها و نیروی انسانی در آن هدف میشود.در نهایت نشان خواهیم داد که چگونه علیرغم گسترش رشتهای(به ویژه از لحاظ افزایش پذیرش دانشجو)، علوم انسانی موقعیت متزلزل و بدبینانهاش را از چشم انداز حاکمیتی از دست ندادهاست.