واکاوی مبانی فلسفی خواب و رویا از نگاه ارسطو و کندی
نویسندگان
1 دانش اموخته سطح 3 حوزه علمیه قم و دانشآموخته موسسه آموطش عالی امام خمینی، الهیات و معارف اسلامی گرایش علوم قرآن و حدیث.
2 گروه فلسفه و کلام، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
3 استادیار گروه فلسفه و کلام، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
doi
10.22034/kalam.2024.541چکیده
خواب و رویا از جمله مسائلی است که فیلسوفان بسیاری در پی آشکار کردن حقیقت آن بَرآمدهاند. ارسطو با نگاهی طبیعتگرایانه، رویا را حاصل خیال و عمل ذهن میداند، در حالی که کندی رویا را یکی از راههای اتصال به عالم غیب و شهود میداند. هر دو فیلسوف تاحدودی با یکدیگر همنظر بوده و جایگاه ظهور رویا را یکی از آثار قوه متخّیله و نتیجه آن میدانند، امّا تفاوتهایی وجود دارد. کندی با اعتقادی شورمندانه رویا را حاصل فاصله گرفتن نفس از حواس بدنی و ظاهری و تمایل به سمت قوای باطنی میداند، به طوری که در عالم خواب و رویا گاهی انسان موفق به درک حقایق هستی و دستیابی به وقایع آینده میشود؛ و از این رهگذر، به ادراک و معرفت شهودی دست مییابد، ولی ارسطو با رَد انگاره ارسال رویا از جانب خدا میکوشد تا خود را از تفسیرهای دینی دورنگه دارد. این پژوهش با رویکرد توصیفی_تحلیلی به بررسی مقایسهگونه آرای این دو فیلسوف بَرآمده و با نشان دادن وجوه افتراق و اشتراک آنان به میزان تاثیرپذیری کندی از نظریه ارسطو میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کندی با تاثر از فرآیند فیزیولوژیکی ارسطو و با دقت نظر بیشتر در این مسئله نظریه ارسطو را تعدیل کرده و از دیدگاه او فاصله میگیرد.