جنگ شناختی کنار جنگ تقشی
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
3 گروه آموزشی الهیات ، دانشگاه فرهنگیان ، ص پ 889-14665
doi
10.30465/lsi.2026.52753.1824چکیده
جنگ به عنوان یکی از پیچیدهترین پدیدههای اجتماعی، همواره با ایدئولوژی و قدرت در هم تنیده بوده است. در این میان، زبان به عنوان ابزاری قدرتمند، نقش محوری در شکلدهی به درک عمومی از جنگ، توجیه اقدامات نظامی و تثبیت یا تغییر روابط قدرت ایفا میکند. تحلیل گفتمان انتقادی به عنوان چارچوبی تحلیلی، به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه گفتمانهای سیاسی و رسانهای، ایدئولوژیها را میسازند، بازتولید میکنند یا به چالش میکشند. رویکرد شناختی در این تحلیل، بر مکانیسمهای ذهنی مانند قالببندی، استعارهها و فعالسازی طرحوارهها تأکید میکند که از طریق آنها زبان بر تفکر و ادراک ما از جنگ تأثیر میگذارد. همچنین، رویکرد نقشی به بررسی کارکردهای اجتماعی گفتمان، از جمله مشروعسازی خشونت، غیرانسانیسازی دشمن و بسیج افکار عمومی میپردازد. این مطالعه با تمرکز بر گفتمانهای جنگی نشان میدهد که چگونه قدرت از طریق زبان اعمال میشود و چگونه ایدئولوژیها در خدمت توجیه جنگ و حفظ نظم موجود قرار میگیرند. زبان موتورمحرک ایدئولوژی جنگ است. ویژگیهای ایدئولوژی جنگ —از جمله فراگیری آن، قدرت آن، نامرئی بودن و طبیعیبودن آن، و روشهای تداوم و تغییر آن—همگی از وابستگی آن به زبان نشأت میگیرند. در عین حال، این تحلیل به پیامدهای اخلاقی گفتمان جنگ توجه کرده و ضرورت آگاهی انتقادی از نقش زبان در شکلدهی به درک عمومی و رفتارهای اجتماعی را برجسته میسازد. در نهایت، این پژوهش برای درک عمیقتر از رابطه بین جنگ، ایدئولوژی و قدرت کارآمدی هر دو رویکرد را در بازنمایی فدرت های سلطه در ایجاد و توجیه جنگ مقایسه می کند.