اصول فرهنگنویسی و زبانشناسی در تدوین واژهنامههای گویشی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی/ پژوهشگاه میراث فرهنگی
2 پژوهشکده زبانشناسی، کتیبه ها و متون، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
3 استادیار زبانشناسی، گروه مترجمی وآموزش زبان انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
doi
10.30465/lsi.2026.51767.1818چکیده
واژهنامههای گویشی، که فرهنگ، واژگان یا گنجواژة گویشی نیز نامیده میشوند، فهرستی از واژههای یک گویش یا زبان همراه با مجموعهای از اطلاعات آوایی، واژگانی، دستوری و معناییاند. به عبارت دیگر، مدخلهای این واژهنامهها را واژههایی که گروهی از مردم، اهل یک حرفه یا متخصصان یک حوزه علمی خاص به کار میبرند تشکیل میدهند. با توجه به تعداد و تنوع بسیار پژوهشهایی که در ایران دربارة زبانهای محلی و گویشها صورت میگیرد، بررسی نقش انواع اطلاعات علمی و رعایت اصول فرهنگنویسی در تدوین این گونه واژهنامهها بسیار حائز اهمیت است. ازاینرو در این مقاله، سعی بر آن است تا با استفاده از آرای فرهنگنویسانی مانند اسونسن (2009) و همچنین با تکیه بر پژوهشهای حاصل از تألیف واژهنامههای گویشی و بررسی پژوهشهای مشابه، به انواع اطلاعات موردنیاز در اینگونه آثار اشاره شود. به بیان دیگر، هدف این تحقیق بررسی فرهنگهای گویشیِ منتشرشده در ایران از منظر رعایت اصول فرهنگنگاشتی و ارائة پیشنهاد برای چگونگی تدوین آنهاست. به همین سبب، پس از بررسی نمونههای گویشی در فرهنگهای متفاوت و تحلیل دادهها، نتایج زیر به دست آمد: پژوهشهای گویشی در این زمینه با روش منسجم، یکدست و استاندارد انجام نمیشوند. همچنین با توجه به اینکه علاوه بر زبانشناسان، علاقهمندان به فرهنگ و زبان مانند متخصصان انسانشناسی، ادبیات، جامعهشناسی و غیره نیز به تألیف آثار گویشی میپردازند به منظور دقیقتر و علمیتر شدن چنین پژوهشهایی ضروری است اصول و مفاهیم فرهنگنویسی و زبانشناسی در تدوین این گونه آثار به کار گرفته شود.