تولید معنای «داشتن» در قصّه‌های عامیانۀ کوتاه ایرانی انجوی شیرازی بر پایۀ نشانه- معناشناسی گفتمانی در روایت‌های کلاسیک

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

3 استاد زبان و ادبیات فرانسه، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.30465/lsi.2026.48365.1741
چکیده

در قصّه‌های عامیانۀ کوتاه ایرانی، همانند سایر روایت‌های کلاسیک جهان، روایت حول محور معنای داشتن شکل گرفته‌اند و شخصیت‌ها در این قصّه‌ها زمانی سوژه می‌شوند که داشتن چیزی برای آن‌ها بااهمیت شود و برای دستیابی به آن چیز فرایندی کنشی را آغاز کنند. بنابراین به اندازه تمام سوژه‌ها در این قصّه‌ها، روایت وجود دارد که در همۀ آن‌ها، سوژه‌ها در پی تولید معنای داشتن هستند؛ اما در اینجا این مسئله مطرح می‌شود که سوژه‌ها در قصّه‌های عامیانه کوتاه ایرانی باتوجه به نقش و جایگاه فرعی یا کانونیشان در روایت، تا چه اندازه در تولید معنای داشتن موفق بوده‌اند. به همین سبب در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیل و آماری، با تکیه بر دیدگاه نشانه- معناشناسی گفتمانی در روایت‌های کلاسیک است که از زیرشاخه‌های معنی‌شناسی در علم زبان‌شناسی است، کوشش شده‌است که در 201 قصّۀ عامیانۀ کوتاه ایرانی اصیل که قصّه‌هایی رایج در سراسر ایران بوده‌اند و سیدابوالقاسم انجوی شیرازی آن‌ها را در مجموعۀ چهار جلدی- شامل: عروسک و سنگ صبور، دختر نارنج و ترنج، گل با صنوبر چه کرد و گل بومادران- به شکلی علمی گردآوری کرده است، نتیجۀ فرایند کنشی 661 سوژه برای تولید معنای داشتن واکاوی شود. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که نتیجۀ فرایند کنشی سوژه‌های در این قصّه‌ها که در پنج طبقۀ عادی، متوسط، خاص، افسانه‌ای و اسطوره‌ای و دو جایگاه کانونی و فرعی قرار می‌گیرند، در قالب سه بازخورد تولید معنای داشتن، تعمیر و تثبیت معنای داشتن، تخریب و مرگ معنای داشتن نمود یافته است که در میان آن‌ها تولید معنای داشتن و تعمیر و تثبیت معنای داشتن به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی را در میان این سوژه‌ها داشته‌اند.