راهبردهای انتساب دورویی به ایرانیان (بررسی متون شامل خلقیات ایرانیان، از صفویه تا پهلوی)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه فردوسی مشهد
2 کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد.
3 کارشناسی ارشد، روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد.
4 کارشناسی ارشد، روانشناسی دانشگاه، فردوسی مشهد.
5 گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی
6 کارشناسی ارشد، روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
7 کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه،فردوسی مشهد
doi
10.22034/jcsc.2020.92443.1692چکیده
پرسش اصلی ما در پژوهش حاضر این بوده است: «نویسندگان متونی که ایرانیان را دورو خواندهاند چگونه نظر خود را به مخاطب منتقل کردهاند». بنابراین، بهجاست که سؤال کنیم انتقال این مفهوم با چه روشهایی صورت گرفته و چهبسا از خلال مطالعۀ متون این دوره، متوجه شویم برخی نویسندگان موردنظر، خود چگونه به این نتیجه رسیدند که ایرانیان مردمانی دورو هستند. در این مقاله با روش «تحلیل محتوای کیفی»، بخشهایی از متونی چون سفرنامهها، گزارشها، خلقیاتنویسیها که از دوران صفوی تا پهلوی ایرانیان را به صفت دورویی متصّف کردهاند، تحلیل شده و راهبرد نویسندگان در نسبت با مقولات ادوارد سعیدی مشخص شده است. در این مقاله با تمرکز بر راهبردهای نویسندگان در انتساب یک صفت، متونی را بررسی کردیم که به دورویی ایرانیان اشاره کردهاند. تعدادی از نویسندگان به دورویی دولتیان اشاره میکنند، آن را مذمت مینمایند و صفت بارز طبقۀ حاکم تلقی می-کنند؛ تعدادی دیگر از نویسندگان این دورویی در طبقۀ حاکم را به کل ایرانیان تعمیم می دهند. تعدادی از سفرنامهنویسان پس از مشاهدۀ تملق و دوروریی مشاهده شده از جانب مردم زیردست در مقابل اربابان قدرت، بدون در نظر گرفتن شرایط ارباب رعیتی حاکم بر جامعه ایران و اقتضائات این شرایط، آنچه که اقتضاء موقعیت نام میگیرد، تمام مردم ایران را دورو و متملق میخوانند. و در آخر؛ برخی نویسندگان مانند شاردن و گوبینو با راهبرد بیش تعمیمدهی و یکپارچهسازی با دیدن یک یا دو مورد ویژگی اخلاقی آنرا به تمامی ایرانیان نسبت میدهند.