نقش طرحوارههای تصوری در مفهومسازی شیطان در نهجالبلاغه
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد، علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 دانشآموخته دکتری گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22084/nahj.2024.29259.3050چکیده
کلام امیر مؤمنان(ع) در نهجالبلاغه از زوایای مختلفی بررسیشده است، اما جنبههای زبانی آن کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. مفهوم «شیطان» بهعنوان یکی از مضامین کلیدی در بیانات حضرت، یک حوزه انتزاعی است که درک ابعاد آن به شناخت بهتر شیطان و عملکرد او میانجامد. طرحوارههای تصوری در زبانشناسیشناختی، بهعنوان ابزاری بنیادین برای فهم مفاهیم انتزاعی، نقش مهمی ایفا میکنند. با توجه به بلاغت و لایههای معنایی متعدد نهجالبلاغه، بهکارگیری این ابزار برای درک عمیقتر آن ضروری مینماید. این پژوهش تلاش دارد تا با رویکرد طرحواره محور در زبانشناسیشناختی، طرحوارههای بهکار رفته در متن را تحلیل کند. در این راستا، ۲۲ خطبه، ۱۳ نامه و دو حکمت استخراج و نقش شیطان بهعنوان عامل گمراهی انسان بررسی شد. یافتهها نشان میدهند که طرحوارههایی نظیر نیرو و اقسام آن، تعادل، حجم و حرکت در مفهومسازی شیطان تأثیرگذارند. طرحواره نیرو شیطان را از دو منظر مفهومسازی کرده است، نخست نیرویی قدرتمند در نابودی انسان با هدف کشاندن انسان بهسوی هلاکت و دیگر نیرویی بیاثر در برابر انسانهایی که از مطیع امر الهیاند، طرحواره تعادل بیانگر نقش شیطان در برهم زدن تعادلِ زندگی فردی و اجتماعی میباشد، طرحواره حجم بر نفوذ تدریجی شیطان در جان انسان و تسلط بر قوای ادراکی انسان اشاره دارد و در نهایت بر مبنای مقوله حرکت، عملکرد شیطان در انحراف انسان از مسیر بندگی، گمراهی و دور شدن از مقصد یا گم کردن مقصد مفهومسازی میشود.