بررسی پیکره‌بنیاد واژة «مرگ» در اشعار فارسی با تکیه بر نظریة استعارة مفهومی

نویسندگان

1 زبانشناسی، پژوهشکده زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات انسانی، تهران، ایران

doi
10.30465/lsi.2026.47538.1723
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی مفهوم مرگ با تکیه بر نظریة استعاره‌های مفهومی در دو آثار مثنوی و شاهنامه پرداخته است با این هدف که مشخص سازد برای عینی‌سازی مفهوم انتزاعی مرگ از چه حوزه‌هایی در مبدأ بهره برده‌اند. روش پژوهش حاضر، پیکره بنیاد از نوع توصیفی - تحلیلی است. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار واژه‌نمای Ant Conc استفاده شده است. نتایج نشان داد مولانا از تعداد ٢٤ مبدأ‌ و فردوسی نیز از تعداد ١٩ مبدأ‌ بهره جسته‌اند. طبق نتایج حاصل از مقایسة داده‌ها تعداد ٩ حوزه در میان دو آثار مشترک است. در نگرش فردوسی مرگ بیشتر یک موجود ترسناک و ویرانگر است که فضایی از نیستی و نابودی ویرانی را به همراه دارد اگرچه در اشعار مولانا مرگ گاهی خوشایند و گاهی ناخوشایند به تصویر کشیده شده که از طرفی فضایی پر از درد و وهم و از طرفی هم فضایی با رهایی، حکمت و رشد را تداعی می‌سازد؛ بنابراین، می‌توان گفت موضوع و محتوای اشعار بررسی‌شده در تصویرسازی مفاهیم و همچنین نوع نگرش شاعر به این مفاهیم تأثیرگذار است.