کارکرد رهیافت بازآفرینی پایدار شهری محلّههای حاشیهنشین (مطالعهی موردی: محلّهی سعدی شیراز)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی، دانشگاه خوارزمی
2 استادیار گروه برنامهریزی اجتماعی، دانشگاه شیراز
3 دانشجوی کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی، دانشگاه شهید چمران
doi
10.22059/jhgr.2013.30041چکیده
با مطرحشدن اصول توسعهی پایدار و لزوم توجّه به همهی ابعاد وجودی شهر، شامل زیستمحیطی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی، بهعنوان اساس توسعهی پایدار شهری، مشکل مناطق حاشیهنشین نیز وارد مرحلهی مطالعاتی جدیدی شده است. در مقالهی پیشرو، برای دستیابی به هدف پژوهش که همانا تحلیل میزان پایداری مناطق حاشیهنشین و استفاده از رویکرد بازآفرینی پایدار، برای حلّ پایدار مشکلات این مناطق است، از روش تحلیلی ـ توصیفی با استفاده از تعیین متغیّرهایی در هر یک از ابعاد پایداری شهری استفاده شده است. در ادامه برای تعیین راهبردهای بازآفرینی پایدار شهری، از ماتریس نقاط قوّت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها (SWOT) استفادهشده و با تعیین موقعیّت محلّهی سعدی در ماتریس داخلی و خارجی (EI) راهبردهای قابل قبول مشخّص شدهاند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد، بُعد بالای خانوار، نسبت جنسی بالا، درصد بیسوادی، تراکم جمعیّتی بالا، میزان پایین امنیّت، فرهنگ غالب فقر و جمعیّت بالای مهاجران غیر ایرانی، مشکلاتی را در محلّه ایجاد کرده که به ناپایداری اجتماعی و فرهنگی منجر شده است. هچنین بهدلیل پایینبودن سطح سواد و تحصیلات، سطح پایین درآمد، نرخ بالای بیکاری و اشتغال افراد به مشاغل سطح پایین و بهدنبال آن سطح درآمد پایین ساکنان، از عوامل عمدهی ناپایداری اقتصادی محلّه هستند. بررسیهای بهعملآمده در مورد شاخصهای کالبدی نیز بیانگر سطح پایین سرانههای شهری محلّه نسبت به سرانههای استاندارد است. بهطورکلّی میزان پایداری در تمامی متغیّرهای انتخابشده بسیار پایین است و همچنین با توجّه به راهبردهای بازآفرینی ارائهشده با استفاده از مدل سوات، این نتیجه بهدست میآید که تأکید این راهبردها باید بر راهبردهای تدافعی باشد.