نقش ابهامآفرینی در خلق کاریکلماتورهای زبان فارسی بر پایه نظریۀ شناختی «آمیختگی مفهومی»
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
doi
10.30465/lsi.2025.51029.1792چکیده
کاریکلماتور، سبکی در نوع ادبی طنز است که مطلبی فکاهی، جدی یا حکیمانه را در قالب جملهای کوتاه انتقال میدهد. هدف این نوشتار، مطالعۀ ساختاری دستهای از کاریکلماتورهاست که از طریق ابهامآفرینی بوجود میآیند. از جمله تکنیکهای دخیل در خلق کاریکلماتور، ابهامآفرینی است که در بافتهای گفتمانی متفاوت و به کمک کلمات همنام یا چندمعنا در سطح واژگان، و عبارتهای اصطلاحی در سطح جمله، بوجود میآید. تحلیل ارائه شده در این مطالعه، مبتنی بر نظریۀ شناختی «آمیختگی مفهومی» فوکونیه و ترنر میباشد. در قالب شبکۀ تلفیقی که ساخت معنا را به تصویر میکشد، بافتهای گفتمانی متفاوت، در فضاهای عام متمایز نمود مییابند و فضاهای عام متمایز، زمینۀ نگاشتهای میان-فضایی متنوعی را بین عنصر موجود در فضای دروندادی اول و عناصر موجود در فضای دروندادی دوم فراهم میکنند و بدین ترتیب معانی مختلفی در فضاهای آمیخته شکل میگیرد. وجود فضاهای عام متفاوت و به تبع آن نگاشتها و فرافکنیهای متمایز را ناگزیر، بوسیلۀ ترسیم دو شبکۀ تلفیقی متفاوت برای هر کاریکلماتور باید به تصویر کشید. وجود دو شبکۀ تلفیقی مجزا، با فضای دوندادی اول یکسان اما فضاهای دروندادی دوم، فضاهای عام و فضاهای آمیخته و نگاشتهای میان-فضایی متفاوت، توجیهگر معانی متفاوتی است که بطور همزمان در یک کاریکلماتور نمود پیدا میکند.