سیاست حافظه ، حافظه فرهنگی و ترومای فرهنگی در تاریخ معاصرایران
نویسندگان
1 استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی
2 پژوهشگر، مؤسسه دین و اقتصاد
doi
10.22034/jcsc.2020.128105.2146چکیده
سیاست های حافظه با به کارگیری از حافظه فرهنگی بدست میآیند و در جهت یادآوری به کار گرفته می شوند. سمبلها، یادبودها، جشنها، نقاشیهای دیواری، پوسترها و عزاداریها و نوشتهها را حافظه فرهنگی مینامند که به بازسازی حافظهای کمک میکند. ابژه ها و فضاهای عمومی این پتانسیل را در خود دارند تا سیاستهای حافظه را بازسازی کنند و در نتیجه برای یادآوری های جمعی به کار بسته می شوند؛ لیک، در این فرآیند روایت بخش هایی از گذشته تاریخی حذف می شود. اینگونه دستکاری در یادآوری گذشته منجر به فراموشی جمعی می شود. در زمان حاکمیت پهلوی و همچنین دولت های پسا انقلابی در ایران، اصرار جهت یادآوری گزینشی از تاریخ به آفرینش وسواسهای حافظهای انجامیده است. یادآوری جمعی حاکی از فراموشی جمعی نیز هست. فراموشی استقرار یافته در روایت از گذشته تاریخی میان معنی و هویت سازی شکاف ایجاد می کند و کنشگران اجتماعی را در مواجهه با دولت به چالش میکشد. این امر توانایی ایشان را در روایت از خود ملی زائل و جامعه را مبتلا به ترومای فرهنگی میکند.