سودای مهاجرت: میل به مهاجرت و تصویر ذهنی از غرب در تجربه دانشجو-مهاجران ایرانی
نویسندگان
1 دانشکده جامعهشناسی، دانشگاه کلگری، کلگری، کانادا
2 گروه مطالعات فرهنگی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران
3 دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، رودهن، ایران
doi
10.22034/jcsc.2020.38265چکیده
عموم پژوهشهای پیرامون مهاجرتهای بینالمللی تاکنون بر ابعادِ کلانِ ساختاریِ این پدیده متمرکز بودهاند. در مورد مهاجرت بینالمللی ایرانیان نیز بخش بزرگی از مطالعات و مباحثات موجود پیرامون میزان مهاجرت و صحت آمارهای مهاجرت بوده است. در این پژوهش برآن بودهایم تا از طریق پرداختن به تجربة دانشجویان مهاجر ایرانی و دانشجویان ایرانیای که قصد مهاجرت به یکی از کشورهای غربی را دارند، تصویر ذهنی آنان از مهاجرت و کشور مقصد را پیش و پس از اقدام به مهاجرت روایت کرده و تغییرات این تصویر ذهنی طی فرآیند طولانی و چند مرحلهای مهاجرت را مورد بررسی قرار دهیم.در این پژوهش، با تحلیل تماتیکِ مصاحبههای نیمهساختیافته با 22 نفر از این دانشجویان، به چهار یافتة برجسته دست یافتهایم: ۱) مطالعه مهاجرت نباید محدود به مطالعه مهاجران شود، چرا که در تصمیم به مهاجرت علاوهبر شخص مهاجر، جامعه بزرگتر نیز حضور قابل توجهی دارد. ۲) علاوه بر مهاجران، جمعیت بسیار بزرگ دیگری هم وجود دارند که میل به مهاجرت دارند اما این خواستة آنان هیچگاه محقق نمیشود؛ توجه به این گروه برای درک ماهیت و میزان گستردگی میل به مهاجرت در یک جامعه ضرورت دارد. ۳) در بسیاری از موارد، مهاجرت با یک تصویر ذهنی آرمانشهری از کشور مقصد صورت میگیرد. ۴) این تصویر ذهنی اغلب در سنین پایین ایجاد شده و الزاماً مربوط به دوران بزرگسالی و مبتنی برمحاسبه ریز هزینه - فایده نیست؛ شناخت این تفاوت بر محتوا و کارآیی پاسخهای موجود به سوال از مهاجرت –چه از سوی دولتها و چه از سوی افراد– تأثیر تعیینکنندهای دارد.