گامی به سوی تدوین الگوی بومی آموزش در مناطق دوزبانۀ ایران
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/lsi.2024.46892.1708چکیده
این پژوهش با مرور نظاممند سیاستها و برنامههای آموزشی برای مناطق دوزبانۀ 12 کشور دنیا و بررسی نتایج پژوهشهایی که به مشکلات آموزش کودکان دوزبانه ایرانی پرداختهاند، بر یکی از مهمترین مسائل زبانی ایران یعنی برقراری عدالت آموزشی در مناطق دوزبانه و ارزیابی امکان طراحی الگویی بومی برای آموزش در این مناطق متمرکز است. با این هدف پرسشهای پژوهش به این شرحاند: در کشورهای مورد بررسی چه سیاست آموزشی در مناطق دوزبانه بهکار گرفته شده است؟ چه روشهای آموزش دوزبانهای در سطح جهانی رایج هستند؟ عملکرد تحصیلی دانشآموزان ایرانی در مناطق دوزبانه بر اساس پژوهشهای انجام شده چگونه ارزیابی شده است؟ و در نهایت، چه ملاحظاتی را برای ارائۀ الگوی بومی آموزش مدرسهای در مناطق دوزبانه ایران باید در نظر گرفت؟ بر اساس نتایج، ایجاد و حفظ حس تعلق ملی و دستیابی به عدالت آموزشی برای همه دانشآموزان، وضعیت اقتصادی و توزیع زبانی یک کشور از عوامل تأثیرگذار در انتخاب شیوۀ آموزشاند. در هیچ یک از کشورها سیاست زبانی واحدی در گسترۀ زمان حاکم نبوده ولی سیاست آموزش تکزبانه در نواحی دورافتاده و چندزبانه غالباً با شکست مواجه شده است. پژوهشها در ایران گویای آن است که عملکرد تحصیلی دانشآموزان دو یا چندزبانۀ ایرانی ضعیفتر از تکزبانههای فارسیزبان است که میتواند به ناکارامدی سیاست آموزشی فعلی در مناطق دوزبانه تعبیر شود. ویژگیهای زبان اول دانشآموزان و تفاوت و شباهت آن با فارسی بر عملکرد آنها تأثیر دارد. تأثیر مثبت دورههای پیش دبستانی بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان مناطق دوزبانه در بسیاری از پژوهشها تأیید شده است. در تدوین الگوی بومی آموزش لازم است به انواع الگوهای دوزبانه، ویژگیهای زبانی و فرهنگی مناطق دوزبانه، روشهای موفق اتخاذشده در کشورهای دیگر و آموزش نیروی متخصص مد نظر قرار گیرد.