دشواریهای پژوهشِ گیاهنامها در متنهای فارسی میانه
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
2 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/lsi.2023.45790.1692چکیده
پژوهش دربارة گیاهان و رستنیها در رشتههای گوناگون گیاهشناسی، داروسازی، پزشکی، جغرافیا، باستانشناسی و بهویژه زبانشناسی و تدوین فرهنگهای فارسی جایگاهی مهم دارد. دراین پژوهش با هدف مطالعه با سویههای زبانشناختی، تلاش شده است تا دشواریهای شناسایی ماهیت نامهای گیاهان در متون فارسی میانه، با توجهبه ویژگی خاص آن بهعنوان متون دینی و نه گیاهشناسی یا داروشناسی بررسی شود. بدینمنظور با توجه به ادامه و استمرار کاربرد این گیاهنامها در متون کلاسیک فارسی و نیز بررسی مختصر این نامها در منابع و متون گیاهشناسیِ عربی، برخی از دشواریهایی شناخت ماهیت و هویت این گیاهنامها شرح داده شود و به این پرسش پاسخ داده شود که آیا میتوان این گلها و گیاهان را از طریق استناد به کاربرد آنها در متونِ روزگاران بعد، اعم از فارسی یا عربی، بهدقت شناسایی کرد. این پژوهش مبتنیبر دادههای کتاب بندهش (ایرانی، هندی) و ادامة آنها در آثار فارسی کلاسیک از نوع نوشتههای بیرونی، کتابهای مرتبط با گیاهشناسی و نیز کتابهای مشابه عربی انجام شده است. نتایج نشان داد، مهمترین دشواریهای مطالعات گیاهنامها عبارتند از غیرتخصصی بودن متون فارسی میانه؛ خط متون و امکان خوانشهای گوناگون یک واژه؛ غیرقابل شناسایی بودن برخی از گیاهنامها که به متون کلاسیک نرسیدهاند و نیز دگرگونیهای معنایی و آوایی گیاهنامها در انتقال از دورة میانه به دورة نو. از اینرو، حتی دربارة گیاهنامهای قابل شناسایی؛ مطالعات متنپژوهی برپایۀ سیر تاریخی برای مستندسازی آنها ضروری است. پس از بررسی این دشواریها و با استناد بدانها، گلنام آذریون بهعنوان نمونه ضمیمه شده است.