نقشهای معنایی حالت برایی در زبان اوستایی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد گروه فرهنگ و زبانهای باستانی ایران، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار گروه فرهنگ و زبانهای باستانی ایران واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری تخصصی رشتۀ فرهنگ و زبانهای باستانی ایران، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30465/lsi.2024.47696.1728چکیده
در زبانهای تصریفی نشانههای حالت که برای جنسهای مختلف متفاوتاند و حالت و شمار را مشخص میکنند، هرگز نمیتوانند همۀ معانی و دیگر خواص حالت را نشان دهند. در واقع، نشانه و اسم حالت در وهلۀ نخست عناوینی هستند که برخی ویژگیهای نحوی یا معنایی مهم حالت را بازنمایی میکنند و قادر به توصیف کاملی از آن حالت و کارکردهایش نیستند. ازاینرو، در حوزۀ حالت معمولاً نشانهها، حداقل در سه سطح بررسی میشوند: حالت صرفی، روابط دستوری و کارکردهای معنایی. زبان اوستایی، از شاخۀ زبانهای هندوایرانی، جزو زبانهای تصریفیِ دارای هشت حالت دستوری است که هر یک نقشهای معنایی متعددی را میتوانند بازنمایی کنند. در مقالۀ حاضر، نقشهای معنایی حالت برایی بررسی شده است که عبارتاند از ده نقش معنایی پذیرنده، بهرهور، مکان، مقصد، هدف، گستره، شیوه، همراهی، عامل و نگرشی. نشان داده شده است که دیگر حالتهای دستوری نیز میتوانند نقشهای معنایی همسانی با حالت برایی داشته باشند.