تحلیلی از بافت انضمامی سیاستگذاری فرهنگی در ایران؛ پژوهشی درباره عدمشفافیت و ابهام در سیاستگذاری فرهنگیِ ایران
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 پژوهشگاه فرهنگ، هنر، ارتباطات
3 اداره کل مطالعات اجتماعی فرهنگی شهرداری تهران
doi
10.22034/jcsc.2019.37353چکیده
بررسیِ نظرات گروهی از نخبگان حوزه سیاستگذاری فرهنگی نشان میدهد نوعی ابهام و عدمشفافیت در شناساییِ چالشهای فرهنگیِ جامعه، چگونگی فرایند سیاستگذاری فرهنگی و نقش دولت در این فرایند وجود دارد؛ این ابهام و عدمشفافیت خود را در محتوای سیاستها، انتظارات از آنها و نتایجشان نشان میدهد؛ واقعیتی که حوزه سیاستگذاری فرهنگی را در معرضِ تحولات و نزاعهای سیاسی و ناهمسوییها در اجرا و ارزیابیِ برنامهها قرار میدهد. در این مقاله، ابتدا تفاوتهای بینِ ابهام و عدمشفافیت بهمثابه انتخابی آگاهانه برای سیاستگذاران و ابهام و عدمشفافیت درنتیجه شرایط ساختاری شرح داده میشود. سپس، پیامدِ این تفاوتها از نظر انواع سیاستهایی که در حوزه سیاستگذاری فرهنگی ایجاد میشود و چگونگیِ شکلگیریِ عدمتوافق درباره این سیاستها و مشروعیت و منطقِ انتخابِ آنها بهبحث گذاشته میشود و در نهایت تلاش خواهد شد با ارجاع به یافتههای پژوهش انجامشده و ادبیات نظری موجود، خطوط کلی یک چارچوب نظری برای تحلیلِ عدمشفافیت و ابهام در سیاستگذاری فرهنگی ترسیم شود.