شبکه های اجتماعی و سیاستگذاری فرهنگی: بررسی وضعیت مدیریت دانش در شبکه های اجتماعی مورد استفاده دانشجویان دانشگاه های ممتاز شهر تهران
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تهران و مدیر گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی
2 گروه فرهنگ و ارتباطات-دانشکده فرهنگ و ارتباطات-دانشگاه امام صادق (ع)
3 پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
4 دکتری/دانشجوی دکتری پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
doi
10.22034/jcsc.2019.37354چکیده
یافتهها: براساس یافتههای پژوهش، رویکرد اکثریت دانشجویان، صرفاً اشتراکگذاری مطالب دیگران است. 25.5 درصد دانشجویان در اولویت اول خود اعلام کردند که تمایل آنها صرفاً اشتراکگذاری مطالب دیگران است و تنها 11.7 درصد دانشجویان اعلام کردند که در اولویت اول خود به تولید محتوا گرایش دارند. ۲۳ درصد دانشجویان نیز بهمرور صرف مطالب گرایش داشته و ۱۸ درصد دانشجویان به دانلود گرایش دارند. این امر بیانگر مصرفگرا بودن دانشجویان ایرانی در شبکههای اجتماعی و پیامرسان است. عمده محتوای مصرفی دانشجویان، اخبار، اطلاعات و تحلیلهای سیاسی است. بهگونهای که 21.4 درصد دانشجویان اذعان کردند که در اولویت اول خود اخبار، اطلاعات و تحلیلهای سیاسی را با دیگران به اشتراک میگذارند. 17.8 درصد دانشجویان بهسوی اشتراکگذاری طنز و جوک گرایش دارند و تنها 13.4 درصد دانشجویان بهسوی اشتراکگذاری مطالب درسی و علمی گرایش دارند. بنابراین به نظر میرسد شبکههای اجتماعی و پیامرسان در کشور نتوانستهاند به ابزار مدیریت دانش در دانشگاهها تبدیل شوند. دلایل این امر و ارائه راهبردهایی از جنس سیاستگذاری از طریق مصاحبه عمیق با اساتید، مورد توجه قرار گرفته است. همچنین نتایج مصاحبه عمیق حکایت از آن دارد که در حوزه سیاستهای راهبردی نیازمند ترویج تفکر انتقادی و افزایش سواد رسانهای در میان دانشجویان، اساتید و مسئولین دانشگاهها هستیم. علاوه بر این، سیاستگذاریهای همزمان در عرصههای سختافزاری (ایجاد شبکههای تخصصی و ...) و نرمافزاری (اختصاص بودجه به حوزه تولید محتوا، تدوین آییننامههایی برای تشویق اساتید و دانشجویان به تولید محتوای علمی، اصلاح ساختار اجتماعی متناسب با سبک زندگی شبکهای و ...) ضرورت دارد.