بررسی نشانههای معرفگی اسم در زبان فارسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد گروه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.30465/lsi.2024.47114.1714چکیده
هر یک از نشانههای زبانی و از آن جمله نشانههای معرفگی در زبان میتواند در بافتهای زبانی و غیرزبانی مختلف تعابیر متفاوتی داشته باشد. هدف از نگارش مقالة حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا میتوان در زبان فارسی به محض مشاهدۀ نشانههای معرفگی یا نکرگی با یک اسم، معرفه یا نکره بودن آن را با قطعیت تعیین کرد. این بررسی در چارچوب نظری کتاب «معرفگی» نوشتۀ کریستوفر لاینز (1999) صورت میگیرد و با همان رویکرد، ابتدا نشانههای صوری برشمرده شده برای معرفگی و نکرگی از تحقیقات پیشین گردآوری شدهاند. سپس معرفگی هر یک از نمونههای دارای این نشانهها، که از دادههای تصادفی بهدست آمده از پیکرۀ «هم-بام» (1401) هستند، با مقایسه با نمونههای ساختگی در بستر گفتمان و با هدف کاربردشناختی بررسی میشود. نتیجه آنکه معرفگی مفهومی مطلق نیست و اسم در روند یک گفتمان، نسبت به وقوعهای دیگر خود، معرفهتر یا نکرهتر است. اسم جنس که به ارجاع ذهنی اشاره دارد، مطابق اطلاعات مشترک سرنمونۀ آن در ذهن گویشوران هر زبان به صورت خارج از بافت، دارای سطحی از معرفگی است، اما باید در بافت همراه به لحاظ برآرودن هدف گفتمان، از نظر معرفگی بررسی شود.