بررسی 100 واژه گویشی خراسان بزرگ در سروده های 30 شاعر کهن فارسی
نویسندگان
1
doi
10.30465/lsi.2024.46909.1709چکیده
هدف این مقاله، بررسی 100 واژة گویشی خراسان بزرگ در سرودههای 30 شاعر کهن فارسی است تا نشان دهد استفاده از آنها تا امروز در گویش مردم مناطق شرق ایران و غرب افغانستان جاری است، اما در فارسی معیار قابل جستوجو نبوده است. اطلاع از این واژهها در گویشهای خراسانی، موضوع درک برخی از اشعار کهن فارسی را مرتفع میسازد. زبان فارسی در بخشهای وسیعی از نواحی مرکزی و جنوبی خراسان به دلیل دوری از مرکز و یا واقعشدن در جوار بیابان لوت، کمتر دچار آمیختگی با دیگر زبانها شده است و عموماً واژههای فارسی اصیل خود را حفظ نموده است و از گونۀ معیار، کمتر تأثیر پذیرفتهاند. از سوی دیگر، گویش-های متنوعی از زبان فارسی در سرزمین افغانستان جاری است که از آن جمله میتوان به هروی، کابلی، تاجیکی و هزارگی اشاره نمود. علیرغم جدایی مناطق غربی افغانستان از سرزمین خراسان در حدود یک قرن و نیم پیش، اشتراکات زبانی و گویشی زیادی در کلام مردم دو سوی مرز مشهود است. نقشة گویشی که در آن مرزهای گویشهای فارسی شرق ایران و غرب افغانستان مشخص شده باشد، در اختیار نیست و لذا پژوهشگر برای این بررسی واژگانی به گویشهای فارسی رایج در افغانستان نیز نظر داشته و در این باره از دانش گویشی دانشجویان افغانستانی ساکن در دانشگاه بیرجند بهره برده است. پژوهنده واژههای مورد نظر را در پیکرة واژگانی گردآمده در حاشیة یک تحقیق میدانی در زمینۀ بررسی تطبیقی گویشهای مرز شرقی ایران جستوجو نمود که ذیلاً 100 واژة منتخب را با معنای آن به همراه شاهد مثال مربوط و نیز اشاره به محل کاربرد فعلی آن در شهرهای خراسان بزرگ به ترتیب الفبای فارسی مدخل نموده است.