خنثی شدگی مشخصه زیربنایی حنجره در همخوان های گرفته زبان فارسی از منظر واجشناسی حنجره ای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار زبانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
چکیده
هدف مطالعه حاضر تعیین مشخصه حنجرهای زیربنایی همخوانهای گرفته زبان فارسی در جایگاه پایانی و تعیین خنثی-شدگی آن بر مبنای مفاهیم واجشناسی حنجرهای و با اتکا بر شواهد صوتشناختی است. بدین منظور چهار گویشور مؤنث زبان فارسی واژههای مورد نظر را در سه جمله حامل تولید کردهاند. بنابراین تأثیر سه بافت بر خنثیشدگی همخوانهای پایانی بررسی شده است: پایان واژه و قبل از سکوت، پایان واژه و قبل از واکه، پایان واژه و قبل از همخوان گرفته. با استفاده از نرمافزار پرات نسخه 5315 هفت متغیر آوایی استخراج شدهاند و توسط آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه تأثیر آنها بر خنثیشدگی بحث شده است. متغیرهای مورد بررسی شامل طول واکه، طول همخوان، طول نوار واکداری، میزان واکداری، زمان آغاز واکداری، طول رهش و شدت رهش میشود. پس از ارائه تحلیل آماری مشخصه حنجرهای زیربنایی بر اساس مفاهیم واجشناسی حنجرهای مشخص شده است. یافتهها نشان میدهند که بُعد مسئول در تقابل همخوانهای گرفتهی زبان فارسی بُعد پهنای چاکنای (GW) است و این بُعد در جایگاه پایانی خنثی نمیشود. بعلاوه واجهای بینشان زبان فارسی تنها در بافت مناسب واکداری بافتی دریافت میکنند؛ بنابراین زبان فارسی از زمره زبانهای دمشی است که بُعد GW را در تمایز واجهای گرفته به کار میبرد.