تمدن و فرهنگ نقش علّی و معلولی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jcsc.2019.36584چکیده
در گفتار رایج علمی و فکری معاصر، غالباً فرهنگ در جایگاه علت و متغیر مستقلی قرار میگیرد که بسیاری از امور اجتماعی را همچون معلول و متغیر تابع تبیین میکند، اما از این کمتر سخن گفته میشود که فرهنگ خود معلول چه عامل یا عواملی است. بهنظر میرسد ترجیح بر این بوده است که فرهنگ مقامی ارجمند داشته باشد که با نقش علّی آن تناسب بیشتری دارد تا موقعیت معلولی. در حالیکه فرهنگ از محیط بهشدت متأثر است تا جایی که میتوان گفت تاحدودی مولود و معلول آن است. فرهنگ یک نرمافزار یا یک ابزار نرم است که در دنباله و تکمله سختافزار یا ابزارهای سخت به کار رفع بهتر نیازهای بشر میآید. به حکم تأثیر محیط، در فضاهای بدوی تفاوت در محیط طبیعی و جغرافیایی باعث تفاوت فرهنگها بوده است و، به سبب همین تأثیر محیط، در فضای مدرن، محیط صناعی و کالبدی در موقعیت علت فرهنگ قرار میگیرد؛ در نتیجه، بهسبب همگرایی صنعت و توسعۀ شهری در جهان، فرهنگها هم به تَبَعِ آنها به سمت یک کانون همگرایی میکنند. به این شکل، فرهنگ در معنای قدیم آن یعنی فرهیختگی، که عام و ارزشگذار بود، جایگزین معنای مردمشناختی مدرن آن میشود که با تنوع همراه و از ارزشگذاری و مقایسه گریزان بود.