بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین
نویسندگان
1 مدرس مدعو دانشگاه زنجان
2 عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه زنجان
doi
10.22034/kalam.2023.423چکیده
موضوع این مقاله بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین است. تعیین اصول دین از جانب متکلمان مسلمان، اهمیت بسیاری داشته است. اصول دین در مکتب معتزله ابتدا با دو اصل توحید و عدل آغاز شد و سپس در طول تاریخ کلامی این فرقه به دلیل شدت یافتن دعواهای کلامی و گاه سیاسی دچار تحولاتی گشت و سه اصل دیگر منزله بین المنزلتین، وعد و وعید، امر به معروف و نهی از منکر به آن افزوده گردید. پرسش اصلی این تحقیق آن است که چه تغییری در معناشناسی اصطلاح اصول دین در طول تاریخ این فرقه رخ داد که از آن دو اصل اولیه به پنج اصل در انتها منتهی شد؟ این مقاله برای پاسخ به این پرسش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی معنای اصطلاحی اصول دین و سیر تطور آن نزد معتزلیان میپردازد. به نظر میرسد اصطلاح اصول دین در این فرقه بر اساس تعریفی که از ایمان اراده کردهاند به معنای اصول اعتقادی و عملی است که ارکان ایمان محسوب میشوند و عدم پذیرش آنها به معنای خروج از دایرهی ایمان و اسلام است در میان این اصول دو اصل اعتقادی توحید و عدل جزء ارکان اعتقادی اصلی بوده و سه اصل منزله بین المنزلتین، وعد و وعید، امر به معروف و نهی از منکر جزء ارکان اعتقادی و عملی است که فرعی محسوب میشوند و از دل دو اصل پیشین استخراج گردیدهاند.